آلکوین (شاعر و مربی آنگلو_لاتینی)

آلکوین (شاعر و مربی آنگلو_لاتینی)

آلکوین (شاعر و مربی آنگلو_لاتینی)

تمثال ستیزی نهضت تخریب و شکستن شمایل و صورت مذهبی در دو نوبت بر رشد هنر اروپایی تاثیر نهاد: نخست در دورهی کارولنژیان در عصر رنسانس و بار دیگر در عصر نهضت اصلاح دینی هرچند این واژه بیشتر دوره ی نخست را تداعی می کند که در آن هنگام آنچه تاریخ نگاران کلیسا «نهضت تمثال شکنی» نام نهاده اند، به وقوع پیوست.

این نهضت در بیزانس در اوایل سده ی هشتم میلادی آغاز گشت و در میانه ی سده ی نهم میلادی پایان یافت. هیچ گاه تمثال ستیزی در غرب لاتینی چندان نیرومند نبود، ولی به ظهور اثر مهمی با عنوان کتاب های کارلوسی انجامید. وجه تسمیه ی اثر مزبور این بود که به ترغیب امپراتور شارلمانی تالیف شده بود.

این که کتاب به قلم چه کسی به نگارش در آمده است موضوع بحث و مناقشه است. مطالب آن تقریبا به طور قطع ثمره ی بحث های میان فرهیختگانی است که شارلمانی به منظور احیا و حفظ سنت آموزش در غرب در دربار شارلمانی و یکی از امین ترین مشاورانش بود، منسوب گشته است. با این همه پژوهش تازه تری در این باب حاکی از آن است که این اثر ممکن است کار تئودولف اورلئانی از معاصران آلکوین باشد. بحث در این باره هنوز ادامه دارد و به نظر می رسد که هرگز به نحو خشنودکننده ای فیصله نیاید.

امپراتوری بیزانسی در سده ی هشتم ابر قدرتی مسیحی بود. اما بسیاری از مسلمانان در قلمرو این امپراتوری می زیستند، همچون مسیحیان بسیاری که در حیطه ی خلافت اسلامی در افریقای شمالی و خاور نزدیک زندگی می کردند. شریعت اسلامی تولید تمثال های مذهبی را منع می کرد و شاید این امر یکی از عوامل تصمیم امپراتور لئوی سوم برای صدور فرمانی مبنی بر برداشتن و تخریب تمثال های مسیحی و شمایل مسیح مصلوب بود که تا آن زمان در سراسر امپراتوری مورد احترام و پرستش بودند.

بی درنگ این فرمان به مجادلاتی دامن زدو شماری از ارباب کلیسا و کارگزاری کشوری و نیز صومعه ها با این فرمان به مخالفت برخاستند، چه رسد به نیایشگران معمولی که به شمایلی که کلیساهایشان را تزیین می کرد، سخت دلبسته بودند. یوحنا دمشقی سخنگوی بطریق اورشلیم بالغ بر سه دفاعیه درباره ی تمثال های مقدس به نگارش درآورد و پاپ های گرگوری دوم و سوم نیز به امپراتور اعتراض کردند.

مدعا امپراتور را بر ضد تمثال های مذهبی می توان در سه گزاره ی زیر خلاصه کرد که از این میان دو گزاره جنبه کلامی دارد و یکی ارشادی است:

  1. بازنمایی های مسیح باطل و گمراه کننده اند، زیرا آنها فقط تصویر هایی از ماهیت انسانی اویند. بنابراین به نحو تصنعی میان ماهیت های انسانی و الهی اش جدایی می افکنند و بر کسی که در مقام دومین اقنوم تثلیث محدودیتی ندارد، حدی جسمانی و مادی تحمیل می کنند.
  2. بارنمایی های قدیسان باطل و گمراه کننده اند، زیرا آنان اکنون در بهشت اند و از محدودیت های تعلق به بدن مبرایند.
  3. تعظیم و ستایش تمثال های مذهبی کاری بت پرستانه است.

با گسترش این نهضت شکاف عقیدتی سترگی در امپراتوری میان تمثال ستیزان که از ناحیه ی امپرتور پشتیبانی می شدند، و تمثال گرایان که ارباب کلیسا و صومعه ها حمایت شان می کردند، پدیدآمد. در غرب لاتینی، پاپ، با آنکه مستقیما تحت تاثیر این معرکه واقع نشده بود، جانب تمثال گرایان را گرفت و تمثال شکنی از سوی دو شورای کلیسا رم در ۷۳۱ و ۷۶۹ محکوم شد.  این مجادله چندی نیز به جنگ کمابیش ناخوشایندی بر ضد صومعه ها مبدل گشت ولی ظاهرا با نزدیک شدن به اواخر این قرن از شور و گرمای آن کاسته شد و در شورای دوم نیقیه اعلام شد که ستایش تمثال ها به شرط آنکه به صورت بت پرستانه درنیاید، مشروع است. لحن کلام این شورا بسیار ملایم و معتدل بود و بنا داشت از آن پس معیار مشخصی برای دفاع از تمثال های مذهبی مهیا سازد: «احترامی که نسبت به تمثال ابراز می شود، به موضوع آن متعلق است، و هرکس که تمثالی را بستاید وجودی را که در آن تصویر شده ستوده است»

در قرن بعدی در دوران زمامداری گروهی از امپراتوران تمثال ستیز نهضت تمثال شکنی چند زمانی حیاتی دوباره یافت. ولی سرانجام با شورایی که در ۸۴۳ در قسطنطنیه تشکیل شد و برای آخرین بار به نفع تصمیم پیشین شورای نیقیه رای داد به پایان خود رسید.

پیشتر گفته شد پاپ از آغاز با تمثال شکنی مخالف بود. بی تردید یکی از دلایل این مخالفت اراده ی او برای معارضه با قدرت امپراتور بود. ولی از سوی دیگر در غرب لاتینی دغدغه ی ارشاد مومنان درباره ی پرهیز از بت پرستی هیچ گاه به همان اندازه که در شرق نیرومند  بود یا شاید ضرورت داشت نبود.

با این همه شکاف های اجتماعی و مذهبی حاصل از تمثال شکنی در امپراتوری بیزانسی موجب نگرانی در غرب بود. در آن زمان قدرت بزرگ غرب مملکت فرانک ها بود. این مملکت تحت نبوغ سیاسی و نظامی شارلمانی در سرتاسر قلمرویی وسیع گسترش یافت، تا جایی که شارلمانی آن را با امپراتوری غربی روم باستان یکی شمرد و در ۸۰۰ با عنوان امپراتور تاج گذاری کرد.

About the Author:

ثبت ديدگاه

error: Content is protected !!