ترکیب بندی «کمپوزیسیون»

ترکیب بندی «کمپوزیسیون»

ترکیب بندی «کمپوزیسیون»

آفرینش کلیه آثار هنرهای تجسمی نیازمند طراحی و سازماندهی دقیق عناصر بصری است که آن را کمپوزیسیون یا ترکیب بندی می نامیم. هنرمند در سازمان دهی و ترکیب بندی یک اثر هنری عناصری چون  خط، شکل، بافت، نور و سایه و رنگ را در قالب یک مجکوعه ساختمانی منظم دو بعدی یا سه بعدی ترکیب می کند و بدین وسیله ایده ها ومفاهیم ذهنی خویش را بیان کرده و به دیگران انتقال می دهد.

عناصر بصری در جریان ترکیب با یکدیگر در یک مجموعه تصویری کیفیت های ویژه و با ارزشی را از لحاظ بصری به وجود می آورند، که در القا مفاهیم مورد نظر هنرمند به دیگران نقش با اهمیتی داشته و در حقیقت وسیله موثری در انتقال محتوای اثر به بینندگگان می باشند. تعداد این کیفیت های بنیادی که یک کمپوزیسیون خوب را می سازند فراوانند اما مهمترین آنها عبارتند از: ریتم، تعادل، تناسب و شکل و زمینه «فضای مثبت و منفی» که هر کدام به صورت جداگانه مورد بحث قرار خواهند گرفت.

اما قبل از هر چیز باید در مورد «کادر» که یکی از عوامل بسیار مهم در شناخت و بررسی عناصر بصری در ترکیب «کمپوزیسیون» به شمار می رود، توضیحات لازم داده شود.

کادر

«کادر» در عرصه هنرهای تصویری معیار مهمی برای ارزیابی روابط بین اجزاء تشکیل دهنده هر اثر هنری است. کارد، به محدوده هر اثر هنری گفته می شود، که در داخل خود کلیه عناصر بصری را جمع کرده و شکل می بخشد.

شکل کادر نزد هنرمندان هنرهای تجسمی اغلب مربع مستطیل و مربع است اما بنا به فرم و محتوای هر اثر هنری، هنرمند می تواند شکل های دیگری  را برای کادر اثر خود انتخاب کند. همانطور که گفته شد، کادر معیاری است برای سنجش عناصر بصری به عنوان مثال، یک نقطه را در نظر می گیریم و در دو حالت مختلف آنرا بررسی میکنیم:

الف) وقتی که یک نقطه در داخل کادر معینی قرار نگرفته باشد. در این حالت وسیله ای که چگونگی موقعیت این نقطه را در سطح کاغذ تعیین نماید وجود ندارد و به عبارت دیگر این نقطه از هیچ سوئی قابل کنترل و ارزیابی نمی باشد.

ب) وقتی که همان نقطه در داخل کادر معینی قرارگیرد وضع به کلی تفاوت میکند. در این حالت چشم ما قادر خواهد بود فاصله نقطه را از چهار جهت  کادر اندازه گیری کند و جهت نقطه را در صفحه نسبت به خط های عمودی و افقی کادر معین نماید. با وجود کادر به آسانی می توان بهترین محل را در صفحه برای نقطه از نظر ایجاد تعادل و توازن پیدا نمود و نقطه را در رابطه با مرکز صفحه جا به جا کرد و حالت و حالت های بیانی مختلفی از نقطه به وجود آورد.همین تجربه را می توانمی در مورد یک خط انجام دهیم.

حال اگر به جای یک نقطه و یا یک خط چند شکل مختلف را در نظر بگیریم زمانی که این شکل ها در یک کادر مشخصی ترکیب نشده باشند، چگونگی روابط بین خود شکل ها و روابط آنها با فضاهای خالی اطراف در صفحه کار مشکلی است. در حالی که اگر آنها را در یک کادر مثلا مربع مستطیل قرار دهیم بخوبی می توان موقعیت شکل ها را در صفحه و ارتباط آنها را با هم تعیین نمود. اگر همین شکل ها را در کادر مربع قرار دهیم روابط شکل ها با چهار خط در کادر کاملا تغییر کرده و حالت های بیانی متفاوتی ارائه خواهند  داد.

About the Author:

ثبت ديدگاه

error: Content is protected !!