جورجو وازاری (نقاش، معمار و تاریخ نگار هنر ایتالیایی)

//, مقالات هنری, وبلاگ/جورجو وازاری (نقاش، معمار و تاریخ نگار هنر ایتالیایی)

جورجو وازاری (نقاش، معمار و تاریخ نگار هنر ایتالیایی)

جورجو وازاری (نقاش، معمار و تاریخ نگار هنر ایتالیایی)

اغلب از جورجو وازارای به عنوان پدر تاریخ هنر یاد می شود. او که خود نقاش و معمار نیز بود بیش از هر چیز دیگر به سبب تالیف کتاب زندگینامه ها (یا به صورت کامل تر: زندگینامه های برجسته ترین معماران، نقاشان و پیکره تراشان ایتالیایی از چیمابوئه تا زمان خودمان) شهرت یافته است. کتاب مزبور نخستین بار در ۱۵۵۰ در شهر فلورانس انتشار یافت سپس در چاپ ۱۵۶۸ ( که تنها همین چاپ به انگلیسی برگردانده شد) شرح و بسط داده شد و مورد تجدید نظر واقع گشت.

وازاری مدعی است که در اثنای همایش انسان گرایان در رم که دوست و مشاورش پائولو جویو نیز در آن شرکت داشت، به نگارش چنین کتابی ترغیب شد. جوتو زندگینامه های کوتاهی از هنرمندان به زبان لاتینی نوشته بود ولی وازارای به او گفت که یک هنرمند می تواند درک کاربردی تری از نحوه ی کار هنرمندان ارائه نماید؛ و جویو وازارای را متقاعد کرد که خودش این مهم را بر عهده گیرد. وازاری پیش از این تاریخ خود تحقیقاتی ر این زمینه انجام داده بود و داستانش درباره ی چگونگی تکوین این کتاب دست کم تا حدی خیالی است. با این همه جویو تاثیر عمده ای بر نگارش وازارای داشت و چاپ نخست کتاب نیز به توصیه هم او بود.

زندیگنامه های وازاری شماری از روش های مختلف نگارش پیرامون هنرهای دیداری را که پاره ایاز آنها مبتنی بر گونه های ادبی و بلاغی رم باستان بودند با هم ترکیب کرده است. زندگینامه ها با اهداییه ای به دوک کوزیمون اول آغاز می شود. سپس پیشگفتاری می آید که در آن با این که زندیگنامه ها کتاب راهنمایی فنی نیست، اطلاعاتی درباره ی اصطلاحات و دوشواری های مربوط به فنون مورد استفاده ی هنرمندان در نقاشی، پیکره تراشی و معماری و هنرهای وابسته (مثلا قلم زنی روی مس، ساخت شیشه های چند رنگ، ریخته گری مفرغ و شیوه های طلق بندی) به خوانندگان غیر هنرمند ارائه می شود.

پس از این گفتار آکنده از موضوعات فنی، شرح حال هنرمندان در سه دوره ی زمانی که تقریبا با سده های چهاردهم ، پانزدهم و شانزدهم متناظرند آورده می شود. در آغاز هریک از این سه بخش نیز پیشگفتاری می اید. در این پیشگفتارها وازارای بن مایه های اصلی کتاب خود را توضیح می دهد. کاربرد الگوی زیست شناختی برای تاریخ از جمله مهم ترین این مفاهیم است. او می گوید که هنرها «همچون پیکره های آدمیان، تولد، بالندگی، پیری و مرگ دارند». هنرهای دیداری که پس از دوران کمال عهد باستان به انحطاط و زوال  فرو افتاده بود در دوره ی چیمابوئه نقاش اواخر سده ی سیزدهم حیاتی دوباره یافت. وازارای می افزاید که یکی از اهداف مورد نظرش در کتاب زندگینامه ها تضمین این موضوع است که چنانچه هنرها دوباره به ورطه ی انحطاط فرو افتادند هنرمندان دریابند که چگونه به احیای دوباره ی آنها همت گمارند

در برداشت وازاری هنرمندان عصر نخست که با چیمابوئه و جوتو آغاز می شود. هنرهای دیداری را از طریق مشاهده ی مستقیم و تقلید جهان طبیعت احیا کردند. وازاری با استفاده از اندیشه های برگرفته شده از کتاب تاریخ طبیعی پلینی )سده ی اول میلادی) بر اهمیت نقش هنرمندانی که نخستین مبدعان فنون هنری بوده اند یا از پیشرفت های سبک شناختی بهره برده اند، تاکید خاصی می ورزد. بدین سان از جوتو در مقام نخستین هنرمندی که هیجانات بشری را به روشنی بیان کرده است ستایش می شود. در عصر دوم که چهره هایی چون مازاتچو، گیبرتی، دناتللو و بوتیچللو را د رخود جای داده است، هنرمندان هم قدرت ابداع و هم اجرای آثارشان را به واسطه ی مشاهده ی دقیق طبیعت و کاربرد «قاعده، نظم، تناسب، طرح و سبک نیکو» ارتقا بخشیدند.اما هنرمندان این عصر تکیه ی بیش از اندازه ای بر پیش طرح های دقیق و اندازه گیری درست داشتند و در نتیجه آثارشان خشک و زمخت و عاری از صرافت طبع و دلپذیری گشت. این ویژگی ها را هنرمندان عصر سوم و طلیعه دار آنان لئوناردو داوینچی که از دیدن نمونه های دلنشین پیکره تراشی باستان چون لائوکوئون بهره برده بود به ارمغان آوردند. این هنرمندان متاخرتر و در راس شان میکلانژ نوعی قضاوت بصری را به کار گرفتند که فراتر از قواعد صرف بود.

در پیشگفتارهای وازارای توضیحاتش درباره ی مفهوم و عمل دیزینو واژه ای که هم معنای نقش و هم طراحی از آن مستفاد می شود از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هنرمند با تقلید محاکات از زیباترین چیز های طبیعت و با ترکیب اجزای چندین پیکره انسانی زیبا در یکپیکره آرمانی کار طراحی را به انجام می رساند. سپس این پیکره برساو شده الگوی همه پیکره هایی خواهد شد که او از ان پس پدید می اورد. همین توانایی برساو کردن است که اهمیت خاصی در کمال یافتگی هنر در عصر سوم دارد. وازارای در چاپ سال ۱۵۶۷ از کتاب زندگینامه ها در شرح مفصل خود درباره ی اهمیت دیزنیو به مثابه ی بنیاد یا پدر نقاشی، پیکره تراشی و معماری عباراتی را به متن کتاب افزوده است. دیزینو از عقل منشاه می گیرد. عقل تناسبات را در طبیعت تشخیص می دهد و هنرمند را قادر می سازد که نه تنها روابط عددی میان اشیای موجود را درک کند، بلکه بتواند تصویرهایی ذهنی از صور کلی مجرد نیز بیافریند، صوری که تا چیره دستی هنرمند به آنها عینیت نبخشد وجودی خارجی نمی یابند. در واقع «دیزینو» اصل بنیادین هنر و طبیعت و ماخذ داوری هنرمندانه است.

ادامه دارد….

About the Author:

ثبت ديدگاه

error: Content is protected !!