حرکت و تعریف آن

حرکت و تعریف آن

حرکت و تعریف آن

آنچه در طبیعت و جهان هستی یافت می شود، به طور مداوم در حال تغییر است، انرژی هائی چون انرژی امواج انرژی الکتریسته و یا انرژی شیمیائی و غیره در یک مدار پایان ناپذیر از حالتی به حالت دیگر تغییر می یابند. فرم گیاهان و حیوانات به مرور زمان در حال جابجائی و گیاهان و حیوانات به مرور زمان در حال جابجائی و تغییرند. حیات انسان نیز به شدت دستخوش این تغییر و تبدیل ها است. و تنها به علت ادامه این تغییرات است که «حرکت» ایجاد می شود و این حرکت است که باعث بقای حیات جانداران می گردد. زمانی که ما تنفس می کنیم، تغییر و تبدیلی شیمیائی بین بدن ما و محیط پیرامون صورت می پذیرد، به این ترتیب که اکسیژن را به داخل ریه های خود می بریم و آنرا می سوزانیم و سپس به صورت کربن دو اکسید به خارج انتقال می دهیم. یکی دیگر از پیچیده ترین سیستم های تغییر و تبدیل بین بدن انسان و محیط دریافت و ارسال پیام ها توسط مغز انسان است.

عنصر «حرکت» یکی از مهمترین تجربیات لصری انسان به شمار می رود و در هنرهای بصری، عنصر حرکت از مهمترین عناصر افرینش یک اثر هنری است. در هر خط، نقطه و لکه، اثری از حرکت به چشم می خورد و عمیقا بر واکنش های ما تاثیر می گذارد. حرکت ها نیز مانند عناصر اصلی بصری می توانند از لحاظ، اندازه، شکل، موقعیت، جهت و تراکم متفاوت باشند.

حرکت ها توسط کنش و واکنش امکانات فیزیکی و روانی ما کنترل می شوند بدین معنی که ابتدا چشم ذهن ما میبیند، سپس قضاوت می کند و بالاخره دست ها و بازوها و بدن ما توسط ابزار و وسائل کار تصاویر ذهنی را شکل می بخشند. عناصر تعیین کننده ای چون نیرو، فشار و زور، همواره بر حرکت ها اثر داشته و ویژگیهای آنها را دگرگون می کنند. انرژی های انسانی باعث ایجاد خرکت ها هستند، هم چنین ابزار و مواردی را که هنرمند در آفرینش آثار هنری خود به کار می گیرد، دارای نیرو فشار مخصوص به خود می باشند. ترکیب انرژی دست هنرمند با وسائلی چون مداد، ذغال، قلم مو و غیره و چگونگی بافت کاغذ موجب پیدایش حرکت ها و نیروهای متفاوتی در صفحه تصویر می شود. حال اگر هنرمند مداد یا ذغالی زبرتر و پر رنگ تر کاغذی با بافت درشت تر، انتخاب کرده و فشار دست خود را نیز بر کاغذ و قلم افزون تر کند میتواند امکانات گسترده تری در خلق حرکت ها و نیروهای گوناگون به وجود آورد.

عواطف و احساسات هنرمند نیز در ایجاد حرکت ها دخالت مستقیم دارند، یک فشار روحی و عاطفی می تواند ویژگی حرکت ها را تغییر داده و به کلی دگرگون سازد. حرکت هائی را که هنرمند می آفریند، متناسب با نوع و مقدار انرژی به کار گرفته شده، درجه سرعت عمل زمان صرف شده اندازه و شکل حرکت ها دارد. از طرفی انتخاب ابزار و مواد کار نیز به نوعی به حالت های احساسی و عاطفی هنرمند ارتباط پیدا می کند. به طور کلی در هنرهای تصویری حرکت به مفهوم واقعی وجود ندارد، بلکه آنچه به چشم دیده می شود، نمادی از حرکت است که آنرا «حرکت بصری» می نامیم و مانند سایر کیفیت های بصری، وابسته به وجود بیننده است. در ساخت فیلم سینمائی که بیشترین حرکت را القا می کند، در اصل تصاویر ثابتی هستند که با اندکی تفاوت نسبت به هم و با تکرار سریع تصاویر توهم حرکت به وجود می آید و این خود نوعی خطای چشم انسان است. در نقاشی های مکتب اّپ آرت که ویکتور وازارلی نقاش مجارستانی الاصل از پایه گذاران آن محسوب می شود نیز توهم حرکت به وسیله خط ها و سطح های ریتمیک سیاه و سفید و گاهی رنگی ایجاد شده اند و القا حرکت به حدی است که اغلب بینندگان این نوع آثار نقاشی دچار سرگیجه و عدم تعادل لحظه ای می گردند.

 

عنصر «حرکت» با عنصر «زمان» رابطه ای مستقیم و نزدیک دارد و هر حرکتی زمان ویژه ای را به خود اختصاص می دهد.

 

About the Author:

ثبت ديدگاه

error: Content is protected !!