خط نقاشی

خط نقاشی

استفاده از خط در نقاشی معاصر به گونه ای، بزرگداشت زیبایی های صوری خط به عنوان اولین تصویر نگاری انسان اولیه و در ادامه تحولات اولین بیان انتزاعی انسان است. در ایران همزمان با مکتب سقاخانه و با انگیزه ایجاد مکتب ملی و ایرانی جریان نقاشیخط که ابداع نوع و تازه ای از ترکیب بندی حروف و کلمات و تلفیق آن با نقاشی بود، توسط هنرمندان نقاش و خوشنویس شکل گرفت. پس از شکل گیری این جریان هنرمندانی به جامعه هنری معرفی شدند که آثار آن ها تأثیر قابل توجهی در تکامل این شیوه داشت.

حسین زنده رودی

حسین زنده رودی

از جمله پیشگامان آن می توان به آقایان زنده رودی، پیلارام و تبریزی اشاره نمود. با گذشت نیم قرن از تلاش هنرمندان فعال نقاشیخط، آثاری که در این عرصه خلق شده است گاه نقاشیخط و گاه خط نقاشی خوانده می شود. آنچه مشخص است، که این آثار تلفیق نقاشی و خوشنویسی هستند.

اما به نظر می رسد آن دسته که نقاشی وجه غالب است، نقاشیخط و دسته ای که خوشنویسی غالب است، خط نقاشی هستند و ساختارهای زیباشناسی در آثار خط نقاشی معطوف به مفهوم نوشته می باشد و هویت بصری و کیفی عناصر تحقق می یابد؛ در حالی که تعامل آثار نقاشیخط با مخاطب، برخلاف خط نقاشی که ارتباط، به شکل مستقیم و از طریق خوانش صورت می گیرد، از طریق درک نمادین کیفیات بصری اثر و به طور غیر مستقیم می باشد.

هنرمندان نقاشیخط

فرامرز پیلارام

بنابراین آثار نقاشیخط از قید الگوهای خوشنویسی و بیان نوشتاری، انتقال معنا و خوانش خارج شده و در آن وجه تصویری نوشته، مورد توجه قرار و خط از خوشنویسی جدا شده و به خط تجسمی تبدیل می شود. اما آثار خط نقاشی وفاداری به اصول بنیادین و مهندسی خط وجود دارد و هنرمند در قید آن هاست، و کاربرد رنگ و نوآوری هایی در ترکیب ها متکی به قواعد خوشنویسی است.

صادق تبریزی

صادق تبریزی

به عبارتی در این آثار وجه خوشنویسی غالب بر وجه نقاشانه است. بنابراین این آثار در قید موضوع، خوانش، معنا و مفهوم نوشتار و کمتر پیش می آید که معنا و مفهوم و ساختار مهندسی خط فدای فرم تصویری شود. در این آثار گاه جنبه های مهارتی نیز اهمیت می یابد به طوری که هرچه خطاط توانمندتر باشد عیار اثر خط نقاشی بیشتر خواهد بود.

About the Author:

ثبت ديدگاه