شکل گیری مکتب سقاخانه

شکل گیری مکتب سقاخانه

پرویز تناولی در مورد چگونگی شکل گیری مکتب سقاخانه اینچنین توضیح میدهد:

«دیدارهای من و زنده رودی به تدریج رو به فزونی گذاشت، به حدی که گاه در گشت و گذارهای جنوب شهر همراه من می آمد. در یکی از این گشت و گذارها در اطراف حرم شاه عبدالعظیم، من به عادت معمول چند زیارت نامه و پسترهای مذهبی و خرده ریزه های دیگر خریدم و سپس به آتلیه بازگشتیم و هر یک سرگرم کار خود شدیم. زنده رودی در گوشه ای به نقاشی پرداخت، سپس پس از یکی دو ساعت، او روی یک کاغذ بسته بندی، نقش یکی از همان پسترهای مذهبی را کشید.

این نقاشی که ممکن است هنوز هم آنرا داشته باشم، یکی از مضمون های مذهبی بود که با نوشته هایی تزئین یافته بود. وی را به نمونه های بیش تری از آن گونه کار ترغیب کردم. دو سه روز بعد که به آتلیه آمد، چند نمونه ی دیگر را به همراه آورد. با محاسبه ای سر انگشتی پی بردم که تمام این مدت را مشغول کار بوده است. آن شب را جشن گرفتیم و به فکر نمایشگاهی از این کارها افتادیم. اما هنوز چند روزی نگذشته وبد که به او سفارش عجیبی دادم و از او خواستم تابلویی به بزرگی سالن اصلی آتلیه بکشد، به حدی که همه ی دیوارها از نوشته پوشیده شود. وی پس از اندازه گیری دیوارها، مبلغی از من گرفت و رفت.

مدتی شاید حدود دو ماه از او خبری نداشتم تا سر انجام یک روز سر و کله اش پیدا شد. تا آن روز او را با چنین هیأت ترسناکی ندیده بودم. سر تا پا ژولیده و به هم ریخته بود . چشمانش به سختی باز می شد. از من خواست برای دیدن کاری که سفارش داده بودم، به خانه اش بروم، ساعاتی بعد در یکی کوچه های فرعی محله دخانیات در جنوب شهر به خانه ی او رسیدیم. لوله کاغذی را که از قبل تهیه کرده بود، به پشت بام بردیم و من چیزی به چشم دیدم که باورش برایم مشکل بود.

وی سفارشی را که زیاد هم به آن مطمئن نبودم، به عین انجام داده بود و طوماری از کاغذ به طول سیزده متر و عرض بیش از دو متر را با خطوط ریز پر کرده بود. تابلو را به آتلیه بوردیم و به دیوار نصب کردیم و چند روز بعد مردم را برای تماشای این اثر دعوت کردم. این تابلو، بدون شک شاهکار زنده رودی بود که در آغاز کارش خلق کرده بود. گرچه بعد از آن، از او تابلوهای زیاد دیگری دیدم، اما هیچ یک را به خلوص این کار نیافتم.

About the Author:

ثبت ديدگاه

error: Content is protected !!