فرانتس کلاین

فرانتس کلاین

«آثار فرانتس کلاین (۱۹۱۰-۱۹۶۲ م) وجهی بارز از «اکشن پینتینگ» را به نمایش می گذارد و خطوط سیاه و پهن سراسر پهنه سفید بوم را در می نوردد و به حضوری شبح گونه و تعدید کننده در می آید. این آثار، بر خلاف آثار پولاک که در می نوردد و به حضوری شبح گونه و تهدید کننده در می آید. این آثار، بر خلاف آثار پولاک که در دور نمایی وسیع، پرداختی جزئی تر و پر حوصله تر دارد، شتابان تر، پر خشونت تر و بی حوصله تر است. و در نقطه مقابل، دور نمای وسیع پولاک، به «نمای» نزدیک و کلوزآپی از بروز حساسیتها می پردازد. آثار وی نمایی پر رمز و راز را به نمایش می گذارد، چندانکه با زمزمه های ممتد و بی پایان همانند می شود- همچون رنجی ماندگار و بی پایان که به زمزمه شعری تغزلی می مانند. آثار کلاین از ترنمهای شخصی می رهد و به فریادی بلند و ناگهانی- اما همگانی – مبدل می شود.»

«خود کلاین می پذیرفت که راهی برای یافتن یک معادل لفظی برای معنی کارش یا حتی شرحی بر آن، وجود ندارد. او تصویرهای سیاه و سفید بر روی بوم های بزرگ، میله های نامنظم و باریکه سیاه گرداگرد (یا مداخل در) نقاط سفید گوشه دار و تیز مانند سطوح شیشیه میکشید. این ترکیبها که حروف درشت شده و پ رنگ شده الفبای چینی را به یاد می آورند، گونه ای اندیشه نگاشت حالات روانی هنرمند هستند. نقش های پرده مزبور که در حکم شکلهایی رمزی و نیمه جادویی هستند، هر طور که تماشاگر بخواهد قابل تفسیر خواهند بود؛ و به عنوان شکلهای صرفا غیر عینی با ترکیبات بسیار متنوع، به اتکای نیروی عظیم زیبایی و اجرای شجاعانه و آزادانه شان، توجه تماشاگر را به خود جلب کنند.»

«کلاین هنرمندی است که به سوی افراط در نقاشی سترون و «بی چیز» شتاب داشته و دراین راه همواره بر نظریه اکسپرسیونیسم انتزاعی استوار بود. کارهای او، بر خلاف آثار روتکو، نشان دهنده کنش رفتاری او به هنگام خلق اثر بوده که از این جهت نوعی پیوستگی فنی به کارهای پولاک را گواه می دهند. آنچه که او کرار انجام می داد خلق نوعی فضای چینی به وسیله ایجاد ذره ای بسیار بزرگ بر روی بوم بود. در اثر مهم او به نام «پیشرو» که در سال ۱۹۵۰ نقاشی شد، این تجسم بخشی قدرتمندانه با اثرات محکم و قاطع ضربه قلم های سیاه بر روی زمینه سفید به ظهور رسیده است.

رنگ در آثار او تنها برای ایجاد مقیاس و پهنه اثر بکار آمده و اصولا به غیر از جوهر هندی و کاغذ، بندرت از چیز دیگری در کارهایش استفاده شده است. تنها در اخرین سال های زندگی اش رنگ رنگ به آرامی در آثارش پدیدار گشت، و این البته تحول رضایتبخشی نبود، چرا که او رنگ را هرگز به عنوان یک عنصر بیانی مهم در کارش بکار نگرفت. در واقع در این آثار رنگ صرفا در صدد آرایش و بزک بوده اند.

About the Author:

ثبت ديدگاه