فرم های مسطح در فضای غیر واقعی

////فرم های مسطح در فضای غیر واقعی

فرم های مسطح در فضای غیر واقعی

فرم های مسطح در فضای غیر واقعی

فرم های مسطح، فرم هائی هستند که ضخامت ندارند. مانند فرم هائی که صفحات نازک کاغذ، فلز و یا مصالح دیگر ساخته شده باشند. نمای روبروی این فرم ها در فضای غیر واقعی «پرسپکتیوی» دارای سطوحی پهن بوده و بیشترین جا را در فضا اشغال میکنند، ولی از نمای جانبی بسیار باریک بوده و کمترین جا را در فضای تصویر به خود اختصاص می دهند. استفاده از فرم های مسطح در فضای غیر واقعی به جند طریق انجام می گیرد که نمونه هائی از آن را مورد بررسی قرار می دهیم.

الف) رویهم قرار گرفتن فرم ها

وقتی دو فرم در فضای تصویر روی هم قرار می گیرند، توهم دوری و نزدیکی ایجاد می کنند و به نظر می رسد که یکی از آنها جلوتر از دیگری قرار دارد. با اینکه فرم های مسطح ضخامت چشم گیری ندارد اما زمانی که روی هم قرار می گیرند بنظر می رسد کمی نسبت به صفحه تصویر منحرف شده اند و همین امر باعث ایجاد توهم دوری و نزدیکی می گردد.

ب) تغییر اندازه

بزرگی و کوچکی فرم ها در سطح تصویر ایجاد بُعد می کند بدین معنی که از لحاظ بصری فرم های بزرگ در پلان جلو و فرم های کوچکتر در پلان های عقب تصویر قرار می گیرند. هنرمندان هنرهای تجسمی از تغییر اندازه فرم ها در سطح تصویر، به منظور ایجاد بُعد بهره های بسیار فراوان می برند.

ج) تغییر رنگ

رنک های تیره تر بر روی زمینه سفید جلوتر از رنگ های روشن تر و رنگ های روشن تر روی زمینه تیره جلوتر از رنگ های تیره تر، قرار دارند. هر گاه رنگ های گرم و سرد با هم در سطح تصویر به کار روند رنگ های گرم در پلان های جلوی تصویر و رنگ های سرد در پلان های عقب تصویر، بنظر می آیند.

د) تغییر بافت

معمولا فرم هائی که دارای بافت های زبر و خشن هستند از لحاظ بصری در سطح تصویر جلوتر به نظر می آیند و بر عکس بافت های نرم و لطیف در پلان های دورتر جلوه می کنند.

ه) زمانی زاویه دید

زمانی که یک فرم از دید کاملا روبرو نظر می اید، موقعیت آن موازی با سطح تصویر است و هنگامی که از زاویه جانبی دیده می شود، موقعیتش با سطح تصویر موازی نیست و از این روی ایجاد فضای سه بعدی می کند.

و) تغییر فرم «خم کردن»

با خم کردن و تغییر دادن در فرم، می توان به فضاهای پرسپکتیوی دست یافت. با این کار موقعیت فرم نسبت به سطح تصویر تغییر کرده و از لحاظ بصری، نوعی دوری و نزدیکی ایجاد می شود.

مفاهیم جدید فضا در هنر معاصر

در نیمه دوم قرن بیستم هنرمندان هنرهای تجسمی به ویژه معماران توجه خاص و گسترده ای به عنصر «فضا» پیدا کردند به طوری که این توجه ویژه نیاز به دوباره نگری به مفاهیم فضا و کاربرد آن در آفرینش آثار هنری را ضروری دانست. در صد سال گذشته پیدایش روش های ساخت اسکلت فلزی امکان به وجود آوردن حجم های عمودی به صورت آسمانخراش ها را فراهم ساخته و نیز امکانات گسترده استفاده از شیشه در اندازه های بزرگ که در نمای ساختمان ها به کار گرفته می شوند، وسعت بصری فراوانی در فضاهای داخلی معماری به وجود آورده است. از این روی به علت وجود همزمان دو نوع فضا یکی فضای محصور و بسته داخل ساختمان و دیگری فضای باز پیرامون معماری که در اثر کاربرد شیشه های بزرگ در ساختمان و ارتباط دو فضا با یکدیگر به وجود آمده، مفاهیم جدیدی از فضا آفریده شده است.

مفهوم همزمانی فضا عبارتیست از ارائه چند منظر و فضا در یک جا بطوری که همه قابل تشخیص باشند. توجه به همزمانی فضا عمدتا در آثار نقاشان سبک کوبیسم به ویژه در تابلوی «منظره در کرت» متعلق به ژان گری به خوبی مشاهده می شود.

یکی دیگر از مفاهیم جدید فضا که در آثار هنری زمانه ما به کار گرفته می شود، مسئله ابهام انگیز بودن ذاتی نمایش فضا است. در تابلوی نقاشی لیونل فینینگر میبینیم که نقاش تحت تاثیر فرم ها و شکل های موجود در شهرهای امروزی ما چگونه دست به انهدام روابط بین فرم و فضا زده و دید همزمان ساختمان ها و فضای باز را از زوایای مختلف در هم ریخته و با تداخل نور و سایه های وهم انگیز و مرموز و تکرار و شکست فرم های معماری نمایش ابهام انگیزی از فضا ارائه داده است.

About the Author:

ثبت ديدگاه

error: Content is protected !!