لئوناردو داوینچی (هنرمند، مهندس، دانشمند و نویسنده ایتالیایی)

//, مقالات هنری, وبلاگ/لئوناردو داوینچی (هنرمند، مهندس، دانشمند و نویسنده ایتالیایی)

لئوناردو داوینچی (هنرمند، مهندس، دانشمند و نویسنده ایتالیایی)

لئوناردو داوینچی (هنرمند، مهندس، دانشمند و نویسنده ایتالیایی)

لئوناردو داوینچی یکی از بنیان گذاران سبک دوره ی علیای رنسانس در نقاشی بود. علاوه بر شهرت فراوانش در مقام هنرمند نویسنده ی مهمی در زمینه ی هنر و علوم طبیعی و مهندسی شمرده می شود. لئوناردو بر خلاف شمار کمابیش اندک آثار کامل شده ی هنری اش هزاران برگ نوشته که با تصاویری همراه شده اند به نگارش در آورد. جورجو وازاری هنرمند فلوزانسی و نویسنده ی درباره ی هنر در شرح حال این هنرمند در کتاب خود زندگینامه های هنرمندان با شاره به همین نابرابری خاطر نشان می سازد که داوینچی «در کلمات بسی بیشتر از افعال چیره دست و ماهر بود». شمار گسترده ای از معاصران لئوناردو مقام او را به عنوان نوبسنده و متفکر به رسمیت می شناختند. بنونوتو چلینی زرگر و مجسمه یاز فلورانسی در زندگینامه ی خودنوشت اش نقل می کند که شاه فرانسوای اول از این هنرمند با عنوان «حکیم بسیار بزرگ» یا می کرد. اعتقاد بر این است که حدود ۶۵۰۰ برگ دست نویس که در مجموعه ها و کتابخانه های مهم سراسر جهان نگاهداری می شوند تنها بخش کوچکی از یادداشت ها و طراحی هایی است که لئوناردو برای شاگرد خویش، فرانچسکو ملتسی به میراث نهاد.

خواندن نوشته های لئوناردو به صورت دست نویس از آنجا که او با رسم الخط معکوس به نگارش می پرداخت نیازمند تمرین و قابلیت بسزایی است. فقدان علایم سجاوندی یا تکیه کلام (آکسان ها) و شیوه ی املای شخصی و نا متعارف لئوناردو بر مشکلات کار دشوار ترجمه می افزاید. افزون بر این هنرمند غالبا ایده ها و طرح های نامربوط به هم را بر روی برگه ی واحدی ثبت می کرد. از این رو کوشش پژوهشگرانه ی بلیغی برای کنار هم نهادن تصویر هماهنگی از اندیشه های او مصروف گشته است. کار مهمی که هنوز اجرای آن باقی مانده بررسی اصالت تکوین و نفوذ انیشه های اوست.

هرچند هیچ یک از رساله های فراوانی که لئوناردو طرح آنها را در سر داشت در زمان حیاتش منتشر نشد اندیشه های او پس از مرگش انتشار گسترده ای یافت. کُدِکس واتیکاتوس اوربیناس لاتینوس ۱۲۷۰ نسخه ی خطی ای که مبنای تالیفات منتشر شده ی بعدی از اندیشه های لئوناردو بخصوص درباره ی نقاشی است، به همت ملتسی حوالی نیمه ی سده ی شانزدهم از هجده دفتر یادداشت لئوناردو گردآوری شد. از آنجا که لئوناردو هیچ گاه در زمان حیاتش رساله ی مستقلی در باب هنر ننگاشت نمی توان به طور قطع گفت که ممکن بود چنین نوشته ای به چه شکلی بوده باشد. با وجود این مطالب برگزیده ی ملتسی به رواج گسترده ی آرای لئوناردو درباره ی نقاشی کمک کرد. پیش از آن در سده ی شانزدهم و اوایل سده ی هفدهم نسخه های دست نویس کّدکس اوربیناس به صورت تلخیص شده، در ایتالیا دست به دست می شد. یکی از این نسخه ها مبنای نخستین نسخه ی چاپی از نوشته های لئوناردو گشت.

کتاب موسوم به تراتاتو دلاپیتورا (رساله ای در باب نقاشی) هم زمان در ۱۶۵۱ به زبان های ایتالیایی و فرانسوی در پاریس انتشار یافت. حتی پیش از انتشار این نسخه ی چاپی نخستین رواج و گسترش اندیشه های لئوناردو از بسیاری از منتخبات و تقریرات نوشته هایش به چندین زبان از جمله ایتالیایی و اسپانیولی و انگلیسی مشهود است. اندکی پس از مرگ لئوناردو در ۱۵۲۸ نیز انتشار کتاب درباری اثر کاستیلیونه شماری از اندیشه های بدیع لئوناردو را در زمینه ی هنر به مخاطب اروپایی عرضه کرد. ترجمه ی کّدِکس اوربیناس اکنون در دسترس خوانندگان امروزی قرار دارد چنان که متون برگزیده ای از سایر دست نوشته ها و نسخه های خطی انتشار یافته و در دسترس آنان است.

اهمیت لئوناردو در مقام نویسنده ای که درباره ی هنر به نگارش می پردازد در این دیدگاهش نهفته است که توان اندیشه ورزانه ی هنر را چون روشی برای کاوش در طبیعت بر می شمارد. نوشته هایش را در باب هنر باید در حیطه ی گسترده تر بررسی هایش درباره ی پدیده های طبیعی در نظر گرفت زیرا موضوعاتی که در سرتاسر همه ی بررسی های علمی اش پی گرفته بر اندیشه ها و برداشت های هنری اش نیز تاثیر نهاده است. افزون بر این اعتقادش به تفوق مشاهده ی بصری طبیعت در نوشته هایش هنر را به حد یک علم رسانده است. لئوناردو با جای دادن هنر نقاشی در حیطه ی کاوش های گسترده اش درباره ی فلسفه ی طبیعی در ارتقای منزلت نقاشی به جایگاه هنری آزاد سهیم بوده است.

او در مقام هنرمندی دانشمند با مطالعات دامنه دارش درباره ی جهان طبیعی کوشش فراوانی برای استخراج قواعدی از طبیعت مبذول داشت آنچنان که بتواند در آثار هنری خود به مثابه ی تایید نهایی قوانین طبیعی به بازسازی طبیعت بپردازد. محصول مطالعات لئوناردو پیرامون کارکرد های طبیعت برگه های دست نویس بسیاری درباره ی موضوعاتی چون هندسه، مکانیک، مهندسی نظامی ماشین های پرنده خصوصیات گیاهان حرکات اجرام سماوی، زمین شناسی، تناسب، معماری، کالبدشکافی، ویژگی های نور، و نیروی آب بود. قرار بود بسیاری از این دست نویس ها مبنای زساله های جامعی باشند که هیچ گاه تکمیل نشدند. لئوناردو بر آن بود تا به واسطه ی این پژوهش ها که تاثیر عمیقی بر بالندگی هنری اش داشت، پیوند درونی میان طبیعت و قوانین بنیادین آن را بازنمایند.

علاقۀ مفرطش به حرکت همچون انگیزه ی واحدی که همه ی پژوهش های فراوانش را به هم پیوند داده است، دلبستگی ای بود که سرانجام در توجهش به رابطه میان حرکت و هیجان در آثار هنری اش تجلی یافت. او می نویسد: «حرکت علت هر زندگی». نیرو و عمل آب بر روی زمین او را سخت مجذوب ساخت. موضوعات مورد علاقه اش را در مطالعات خود در اثنای موضع نگاری آرنو و توسکان پی گرفت. در اندیشه ی لئوناردو اب از اهمیت ویژه ای برخوردار بود، چه حرکت و وزن را با هم در خود داشت آب عنصر فوق العاده پویایی بود. همین دیدگاه درباره ی طبیعت پویا بر مطالعاتش در حوزه ی کالبدشناسی نیز تاثیر نهاده بود. کتابی که در نظر داشت درباره ی کالبد شناسی بنگارد قرار بود حاوی اطلاعاتی درباره ی پیکره ی انسان برمبنای فرایندهای رشد هیجان، عمل و ادراک باشد. او همچنین سخت مجذوب تشابه میان طبیعت و انسان بود. دیدگاهی که از این عقیده ی باستانی که انسان عالم صغیر طبیعت است منشا گرفته است. او از این استعاره ی پیکره ی انسانی در مطالعاتش درباره ی زمین نیز بهره برد. این تداعی استعاری در نقاشی موسوم به منالیزا نیز که در آن قیاسی میان چشم اندازه و تصویر نگاره ارائه کرده است نمود می یابد. لئوناردو تا پایان زندگی اش عقیده به عالم صغیر را جایگزین این مفهوم کرد که طبیعت و انسان در چارچوب زمینه ی مشترک قانون جهانی کارکرد های بی اندازه مختلفی دارند. با وجود این اعتقاد به وحدت جوهری انسان و طبیعت بخش عمده ی نوشته هایش را می آکند.

ادامه دارد…

About the Author:

ثبت ديدگاه

error: Content is protected !!