لئون باتیستا آلبرتی (معمار و نویسنده ی ایتالیایی)

//, مقالات هنری, وبلاگ/لئون باتیستا آلبرتی (معمار و نویسنده ی ایتالیایی)

لئون باتیستا آلبرتی (معمار و نویسنده ی ایتالیایی)

لئون باتیستا آلبرتی (معمار و نویسنده ی ایتالیایی)

از مرگ آلبرتی در ۱۴۷۲ چندی نگذشته بود که کریستوفورو لاندینو فیلسوف و محقق ایتالیایی او را دز شمار «دانشمندان علوم طبیعی فیزیک دانان» جای داد زیرا «او تنها از آن رو زاده شده بود» که به واسطه ی تبحرش در هنرهای آزاد (هندسه، حساب، اخترگویی و موسیقی) که برنامه ی درسی رشته ی ریاضی بود «به بررسی اسرار نانموده ی طبیعت بپردازد.» اما آلبرتی نخست در پادوا و سپس در دانشگاه بولونیا در سایر هنرهای آزاد (نحو، خطابه و جدل) که برنامه ی درسی رشته ی علوم انسانی بود نیز درس آموخته بود. همۀ نوشته هایش از بازی های ریاضی درباره ی مساحی تا کتاب درباره ی خانواده پیرامون تدبیر منزل (اخلاق خانواده) هماهنگی تحلیل و بیان را که از همین زمینه ی مطالعاتی نشئت گرفته است، نشان می دهد. کتاب های درباره ی نقاشی و درباره ی مجسمه سازی نیز در این میان استثناهایی به شمار نمی روند زیرا در آنها نیز این هنرها را بر مبنای عقلی تبیین گر و علمی خود ارائه می کند. آلبرتی در زمینه ی معماری که کتاب تاثیر گذار درباره ی ساختمان را در همین حوزه به نگارش درآورد الگوی کلاسیک کتاب درباره ی معماری اثر ویترویوس را پیش رو داشت حال آن که در خصوص نقاشی و کجسمه سازی هیچ پیشینه ی مکتوبی در دست نداشت تا از آن پیرو کند. شغل اصلی آلبرتی برخلاف معاصرانش چنینو چنینی و لورنتسو گیبرتی که هر دو درباره ی هنر به نگارش پرداختند و در عین حال هنرمندانی دست اندر کار بودند، منشی گری پاپ بود. با این همه در هر دو هنر نقاشی و مسجمه سازی دستی داشت اگرچه جز یک مدال یا نقشی از چهره ی خودش بر روی آن که با نشانی به شکل یک چشم بالدار مزین شده است و میتوان آن را کمابیش به او منسوب کرد چیزی از آلبرتی برجای نمانده است. آلبرتی در تصویر منقوش بر این مدال باورها و آرمان های خویش و مآخذ و منابعی را که این باورها و آرمان ها را از آنها برگرفته است، به نحو فشرده و خلاصه ارائه کرده است. تصویر نیم رخ جدی آلبرتی در حالی که ملبس به جامه ی سنتی است و موهایش به تقلید از شیوه ی رومی کوتاه شده است حاکی از آن است که آلبرتی خود را میراث دار جمهوری خواهان بزرگ گذشته می دانسته است. خود مدال حالت نشان های عتیقه را به یاد می آرود و جنس مفرغ بادوام آن نشانگر آگاهی دیرینه ایاز شهرت پس از مرگ است. لاندینو «هنر» دیگری نیز به دستاوردهای آلبرتی می افزاید و آن «مناظر و مرایا» است؛ این اصطلاح در اعصار لاتینی میانه بر علم طبیعی نورشناسی اطلاق می شد که به تحلیل ادراک و تجربه ی بصری می پرداخت. قطعا نماد «چشم» در مدال آلبرتی کنایه ای از همین معنا است ولی این که چشم به صورت بالدار نمایش داده شده است دلالت بر نازمان مندی اندیشه ی نظری دارد.

معمولا قدمت این مدال را به حدود سال های ۱۴۳۴ تا ۱۴۵۵ می رساند که در آن هنگام البرتی همراه با موکب پاپ به تازگی به فلورانس آمده و کتاب درباره ی نقاشی را در همان اوان به نگارش درآورده بود. او سپس در ۱۴۳۶ این کتاب را تخلیص و به ایتالیایی ترجمه کرد. و آن را به پیشگامان هنر فلورانسی آن روزگار در اصل به برونللسکی ولی ضمنا به دوناتللو گیبرتی، مازاتچو و لوکا دلاروبیا تقدیم کرد. کتاب درباره ی نقاشی عصاره و فشرده ی روش اوست زیرا از سویی متنی هندسی بر اساس هندسه ی اقلیدسی و اصول موضوعه ی نورشناسی قرون وسطاست و از سوی دیگر رساله ای است در تربیت مدرسان بر اساس کتاب آموزش خطابه اثر کوئینتیلیان (سده ی نخست میلادی) پیرامون تعلیم خطیبان. لحن کتاب تعلیمی است و به تشویق رویکردی اندیشمندانه به نقاشی هم در کارکرد عملی آن که مبتنی بر علوم طبیعی {نورشناسی} است و هم در اهمیت بارز اخلاقی غرض از آن می پردازد. آلبرتی در پیشگفتار خود بر ترجمه ی ایتالیایی کتاب توضیح می دهد که کتاب در سه بخش تنظیم شده است:

نخستین بخش که یکسره ریاضی است نشان می دهد که این فن شریف  و زیبا چگونه از درون خود طبیعت ریشه می گیرد و سر بر می آورد. بخش دوم این فن را در دستان هنرمند می نهد و اجزای آن را از هم باز می گشاید و همه ی آنها را توضیح می دهد. بخش سوم به هنرمند می آموزد که چگونه ممکن است و باید در این فن مهارت کامل بیابد و به فهم هنر نقاشی نایل شود.

این شکل سه بخشی تقلیدی از بوطیقای کلاسیک است؛ نخست نحو و دستور زبان دوم خود شعر سوم شخص و خصلت شاعر بدین سان آلبرتی به نقاشی می پردازد؛ قواعد اساسی کاربرد این قواعد و نهایتا موضع نقاش د برابر محتوای کار. اما آلبرتی از بداعت و تازگی رویکرد خویش نیز آگاه است چنان که خود می گوید: «ما بر آن نیستم که تاریخچه ای از نقاشی همچون اثر پلینی بنگاریم بلکه به این هنر به روش یکسرهتازه ای می پردازیم.»او همچنین راهنمایی عملی درباره ی ساخت رنگ ها و موضوعاتی از این دست نظیر رساله هایی که پیش از آن در قرون وسطی تالیف می شدند به نگارش در نمی آورد. اما پیوسته تکرار می کند که در مقام یک نقاش به نگارش می پردازد و با آن که به نظر او مقام عمل از مقام نظر جدایی ناپذیر است و با آن در آمیخته و عجین گشته است، در این روایت ایتالیایی کتاب که برای هنرمندان تحریر کرده است ( در برابر روایت لاتینی اش برای جانفرانچسکو گونتساگا  در مانتوا) به جهت مبنای علمی تر این هنر اهمیت کمتری برا بعد ادبی آن قایل شده است.

About the Author:

ثبت ديدگاه

error: Content is protected !!