لورنتسو گیبرتی (هنرمند و نویسندۀ ایتالیایی)(قسمت دوم)

//, مقالات هنری, وبلاگ/لورنتسو گیبرتی (هنرمند و نویسندۀ ایتالیایی)(قسمت دوم)

لورنتسو گیبرتی (هنرمند و نویسندۀ ایتالیایی)(قسمت دوم)

لورنتسو گیبرتی (هنرمند و نویسندۀ ایتالیایی)(قسمت دوم)

گیبرتی درباره ی شماری از هنرمندان و آثار هنری ای که به آنها با چشم هنرمندی دست اندرکار نظر افکنده تیزبینانه و بدیع است، همچون وصفش از تادئو گادی به عنوان «مردی با قوه ی ابتکار ذاتی ستودنی » و کسی که «فرهیخته ترین» نیز بود. برداشت تادئو از نور و فضا و در یک کلمه مناظر و مرایا هنوز هم مورد ستایش است.چنان که شاید انتظار رود تکیه کلام گیبرتی در ستایش از اشخاص واژه ی «فرهیخته» بود و بر همین اساس هنرمندان را بر یکدیگر ترجیح میداد. مثلا درباره ی هنرمند سینایی، سیمونه مارتینی می گوید: «استادان سینایی او را برتر و در مجموع از سایرین فاضل تر و فرهیخته تر است» آنگاه پس از آن که نظری مغایر با رای استادان سینایی ابراز میدارد، احساس می کند ناگزیر است به توجیه رای خود بپردازد. از این رو برای این که نشان دهد خصوصا توانایی آمبروجو را در واقع نمایی صحنه ها به وسیله ی ترکیب بندی تنظیم شده و روایت پردازی گویا ستاید (یعنی البته همان چیزی که دغدغه ی گیبرتی درکارهای خودش نیز بود) یکی از نقاشی های او را وصف می کند. تاریخ گیبرتی درباره ی نقاشان و مجسمه سازان با زندگینامه ی خودنوشت او که نخستین زندگینامه ی موجود از هنرمندی به قلم خودش است_ به نهایت می رسد. در اینجا توضیح می دهد چگونه ترکیب عمل و نظر به وضوح در خصوص ادراک بصری  بر کار خود او تاثیر نهاده است:

من همواره در پی اصول نخستین بوده ام در پی بررسی این که چگونه طبیعت عمل می کند تا شاید بتوانم بدان نزدیک شوم در پی آن بوده ام که بدانم چگونه امور مربوط به بینایی روی می دهند و به چه طریق می توان نظریه ی هنر پیکره تراشی و نقاشی را تاسیس کرد.

این آرمان هنگامی که از «درهای بهشت» سخن می گوید طنینی دوچندان می یابد:

سخت کوشیدم هر اندازه ای را در آنها رعایت کنم از آن رو که تا حد ممکن از طبیعت تقلید کرده باشم… همه ی {حکایات} را در خانه های روی درها چنان تنظیم کردم که چشم هنگامی که عقب بایستیم و بدانها بنگریم آنها را چنان بسنجد که گویی سه بعدی اند. خود برجسته کاری خیلی کوتاه است و بر روی صفحه های درها تصاویر چنان دیده می شوند که آنهایی که نزدیک اند بزرگ تر از تصویرهای دور به نظر ایند درست همچنان که در واقعیت دیده می شود.

رویکرد گیبرتی به بازآفرینی جهان طبیعی که شاید بازتابی از ابعاد سه گانه در مجسمه سازی باشد، روان و سیال است و رشته ی کلامش را با توضیح و تشریح مفاهیم دشوار و دیریاب ادراک بصری پی می گیرد. اصطلاحاتی که به کار می برد (تصویرها، قوه ی باصره) از دانش او نسبت به نور شناسی قرون وسطی و رویکرد تجربی و ازمایشی آن به موضوع حکایت دارد. در واقع دفتر سوم مجموع متنوع و گونه گونی است از اقوال دانشمندان عرب کتاب المناظر ابن هیثم متعلق به حدود سال ۱۰۰۰ (گیبرتی از برگردان ایتالیایی این کتاب متعلق به اواخر سده ی چهاردهم استفاده کرده است)، مناظر و مرایای راجر بیکن مناظر و مرایای ویتلو و مناظر و مرایای عمومی جان پکم که همه ی اینها به اواخر سده ی سیزدهم تعلق دارد. هرچند این نقل قول ها تا اندازه ای ناشیانه گردآوری شده اند و گهگاه تکراری اند قطعا بی رویه انتخاب نشده اند.

گزینش آنها واکنش تیزبینانه ی گیبرتی را به اختصاصات بینایی و به علل بنیادین آن نشان می دهد. او عباراتی را بر می گزیند که ارتباط خاصی با هنرهای دیداری دارند، نظیر داوری دربارهی فاصله ی اشیا مثلا فواصل ابرهایی که بر روی چشم اندازی هموار واقع شده اند. ولی افزون بر این به تبعیت از حسن ابن هیثم فرایند بینایی را از دریافت انفعالی تصویر به وسیله ی چشم تا رسیدن آن به قوه ی خیال (فانتازیا) که در آنجا به خاطر سپرده می شود و سپس به ذاکره و عاقله که در آنجا از نسخه ی نظیر تصویر اولیه تمایز می یابد توضیح می دهد.در حالی که الگوی اصلی «مناظر و مرایا» در نقاشی تک چشمی بود اندیشه ی او را مسائل مربوط به بینایی دو کانونی به خود مشغول می سازد. پی گیری این منابع و ماخذ دامنه ی کلامش را به مباحث پیچیده ی تشکیل تصاویر در آینه ها می کشاند که در آن زمان اهمیت خاصی در نقاشی به ویژه در اروپای شمالی داشت. قصد او این است که همان شالوده ی عملی ای را که مثلا هندسه (و نور شناسی) و حساب دارند برای نقاشی و مجسمه سازی نیز مهیا سازد. او از مفهوم ادبی «ابداع» به مثابه یکی از الزامات اساسی در هنر آگاه است ولی بر خلاف معاصرانش شباهت کلاسیک شعر را با نقاشی انکار می کند.

About the Author:

ثبت ديدگاه

error: Content is protected !!