مبانی هنرهای تجسمی (بخش دوم)

مبانی هنرهای تجسمی (بخش دوم)

 

در ادامه مبحث معرفی مبانی هنرهای تجسمی  …

اهمیت دیدن به این دلیل است که ما معمولا تصاویر  اشیاء را نزدیک ترین و درست ترین نشانه برای درک خصوصیات آنها می دانیم. به طوری که با دیدن تصویر یک شئ میتوانیم بفهمیم که ویژگی ها و امکانات آن چیست، در حالی که با شنیدن نام اشیاء و یا حتی توصیفی که از آنها می شود نمیتوان آنطور که باید به خصوصیات آنها پی برد.

همانطور که تصاویر روی دیوار های غارها و روی ظروف و اشیایی که از روزگاران دور بجای مانده اند، اینک پس از گذشت چند هزار سال اطلاعات با ارزش و مهمی را به ما منتقل می کنند، اما خطوط، نوشته ها و سایر علائم باقی مانده از دوره ی قدیم هرگز با چنین صراحتی با ما ارتباط برقرار نمی کنند و اطلاعات دوره ی خود را به راحتی به ما منتقل نمی کنند.

با این توضیحات می توان پی برد که اشنا شدن با مبانی هنرهای تجسمی تا چه اندازه می تواند در درک کردن درست جهان بصری موثر باشد. به ویژه این که در دوره معاصر، فراوانی رسانه های ارتباط بصری از قبیل کتاب های تصویری، تبلیغات، عکس، تلویزیون، سینما و رایانه زندگی روزمره ما را مشحون از تصاویر کرده است و به این دلیل اهمیت آموختن مبانی هنرهای تجسمی کاملا بدیهی به نظر می رسد، علی الخصوص برای کسانی که میخواهند تحصیل و کار خود را با فعالیت در زمینه ی هنر تجسمی ادامه دهند.

 

 

هر کدام از ما در ذهن خود تصوراتی داریم که تا وقتی به شکل بصری تجسم پیدا نکرده اند دیگران از پی بردن به آنها عاجز خواهند بود. در حالی که با تجسم بخشیدن به آنها ارتباط ذهنی ما با مخاطبان شکل ملموسی پیدا می کند. تصاویر ذهنی می توانند به شکل توصیف روایی، شعری و بصری یا تجسمی ارائه شوند. آنچه در روزگار ما در قالب هنرهای تجسمی جای می گیرد عبارت است از: عکاسی، گرافیک، نقاشی، طراحی، مجسمه سازی، معماری و طراحی صنعتی.

به طور کلی می توان گفت همه هنرهایی که به صورت یصری ارائه یا دیده می شوند و با تصویر سر و کار دارند اصول و مبانی مشترکی دارند که «مبانی هنرهای تجسمی» یا «مبانی هنرهای بصری» نامیده می شوند. بنابر این، در مبانی هنرهای تجسمی الفبای تجسم یا تصویر کردن و همچنین درک آثار هنرهای تجسمی را تجربه خواهیم کرد.

About the Author:

ثبت ديدگاه

error: Content is protected !!