مراحل آفرینش یک اثر هنری

مراحل آفرینش یک اثر هنری

مراحل آفرینش یک اثر هنری

بررسی و کند و کاو در حالات و کیفیات روحی هنرمند و شناخت نیازهای عاطفی و روانی او که در آفرینش آثار هنری نقش ویژه ئی دارند مقوله ئی است گسترده که در این مختصر تنها به اشاراتی به آن بسنده خواهم کرد.

۱- مرحله «دریافت» ۲- مرحله «تحلیل» ۳- مرحله «آفرینش» که به ترتیب به سه رأس مثلث آفرینش قرار دارند.

۱- مرحله ی دریافت

اساس تفکر انسانی، دریافت حسی است. دریافت، اندیشه ی هنرمند را شکل می بخشند پندارها و آرمان های ذهنی او را پی می ریزد و نیروی تخیل و تصور وی را بارور می سازد. هنرمند از طریق دیدن و مشاهده کردن، شنیدن و لمس کردن و سایر حواس با جهان پیرامون خویش در پیوندی ناگسستنی قرار می گیرد. و از این رهگذر به دریافت های حسی بی شماری دست می یابد، و هر اندازه این پیوند های واقعی او با جهان بیرون غنی تر باشند وسعت فکر و اندیشه اش بیشتر و دامنه ی تخیلات هنری او گسترده تر خواهد بود.

مثلا هنرمند نقاش با مشاهده دقیق دنیای پیرامون خود با جهانی سرشار از شکل ها، رنگ ها، نورها، ریتم ها و نقوش گونه گون روبرو است و هنگام بیان آرمان های ذهنی خویش دست به انتخاب می زند و از میان دریافت های حسی بی شمار یکی یا چند عنصر را بر می گزیند که به عنوان نخستین پیش احساس نماد یا اندیشه ئی است که باید در قالب شکلی مادی و محسوس بیان می شود.

جریان دریافت حسی با تفاوت هائی نزد هنرمندان دیگر چون معمار و مجسمه ساز و موسیقی دان و شاعر نیز وجود دارد و همگان از طریق حواس چندگانه خویش به دریافت هائی دست می یابند که منشأ یا اندیشه ئی در بیان مفاهیم ذهنی آنها می شود.

ادراک عنصر رنگ که سهم فراوانی در آفرینش آثار هنرهای تجسمی دارد، بنا به عقیده ی «توماس یونگ» از طریق بافتهای حساسی که در شبکیه چشم وجود دارند، انجام می گیرد، بدین ترتیب که هر بافت از سه قسمت تشکیل شده و هر یک از آنها با رنگ قرمز، سبز و بنفش تطبیق می کند و احساس سایر رنگ ها از این سه رنگ سرچشمه می گیرد.

اندیشه های هنری نزد هنرمندان در جوامع مختلف بشری به علت گونه گونی آداب و رسوم یا سنت ها، زبان و مذهب و هر آنچه که فرهنگ ذخیره ی هنرمند نام می گیرد متفاوت بوده و از این رو باعث به وجود آمدن ایدئولوژی ها و راه و رسم های مختلف هنری می شود.

۲- مرحله ی تحلیل

مرحله ی تحلیل در جریان آفرینش هنری، زمانی آغاز می شود که هنرمند بعد از دریافت های حسی خویش از جهان پیرامون خود به منظور بیان اندیشه ی ذهنی خود دست به انتخاب شکل هائی نمادین می زند. در این هنگام ذهن هنرمند از راه شهود و الهام و نیز با تأثیر پذیری از ویژگی های فرهنگ ذخیره ی فردی در چگونگی شکل و صورت ذهنی یا اندیشه ی مزبور تغییراتی به وجود می اورد و صور ذهنی جایگزین صورتهای عینی می شوند. از این روی است که دریافت های هنرمند از طبیعت پس از گذر از مرحله ی تحلیل به صورت های ذهنی و تخیلی تغییر شکل می یابند و در حقیقت، طبیعت توسط ذهن هنرمند تفسیر می شوند و نه تقلید.

هنرمند از طریق دیدن و مشاهده دقیق جهان پیرامون خود به کشف صورت های طبیعت می پردازد و تصوری شهودی از آنها ارائه می دهد، بنابراین تنها شناخت صورت های عینی طبیعت و تکرار ساده ی آنها هرگز به آفرینش هنر نمی انجامد.

در مرحله تحلیل رؤیا و تخیل نقشی اساسی و عمده به عهده دارند. هر پندار و اندیشه ئی که به مرحله ی تحلیل می رسد به صورت های تخیلی بدل می گردد. هنرمند را دگرگون ساخته و صورت های تازه بدانها می بخشد، تصویر کلی طبیعت را مخدوش نکرده بلکه بر عکس عمق پدیدارها را بیشتر مکشوف می دارد و شناختی عمیق تر از طبیعت و زندگی به دست می دهد. فانتزی و رویا یکی از شکل های انعکاس واقعیت است و در واقع فانتزی از واقعیت زاده می شود و در حقیقت باید گفت که فانتزی و رویا به هنرمند امکان می دهند تا فراسوی بازسازی ساده ی طبیعت عمل کند.

۳- مرحله ی افرینش

آنچه در مرحله ی تحلیل در روند آفرینش هنر زاده می شود عصاره ی یک سلسله تجزیه و تحلیل های ذهنی است که در نهایت به صورت شکل هائی ذهنی و تخیلی آماده ی ابراز بیان می شوند. در مرحله ی آخر که آفرینش می نامیم هنرمند برای بیان صورت های ذهنی خویش و انتقال مفاهیم آن به دیگران نیازمند به ابزار و وسایل گونه گون بیان است.

وسایل و ابزار بیان را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

الف) مواد و مصالح و ابزار کار

ب) شیوه یا روش

ج) آگاهی های هنری شامل : مبانی هنر، تکنیک و تاریخ هنر

کمبود یا نبود هر یک از موارد فوق در آفرینش یک اثر به نزول ارزش های اثر هنری و نهایتا به نارسائی بیان مفاهیم ذهنی هنرمند منجر می شود. زمانی یک اثر هنری به حد والای آفرینش دست می یابد، که بین کلیه وسایل و ابزار بیان سه گانه ی فوق، وحدت و هماهنگی کامل ایجاد گردد.

About the Author:

ثبت ديدگاه

error: Content is protected !!