مصاحبه با اساتید نقاشیخط – نصرالله افجه ای ۶

مصاحبه با اساتید نقاشیخط – نصرالله افجه ای ۶

سوال– ولی ذهن بیننده درگیر معنای کلمه می شود و کمتر جذب فرم می شود؟
جواب– آنجاست که هنر شما مشخص می شود و ابتکار عمل شما مشخص می شود و …. شماست و شما را به عنوان هنرمند معرفی می کند.اگر با همان حروف الکن و ناتوان بتوانی کار بکنی آن جاست که می توان ثابت کنی هنرمندی. اگر نتوانی ناتوانی شماست.
سوال– آن دسته کارها که خط نسخ،ثلث نیست و خط معمولی است و اصول خوشنویسی ندارد آیا نقاشی خط است؟
جواب– فرقی نمی کند.فقط اگرجمله عربی است به خط عربی و اگر فارسی است به خط فارسی نوشته شود.چون هر خط تداعی خاص می آورد.
سوال– نظر شما در مورد استفاده از رنگ چیست؟
جواب– من با رنگ زیاد سر و کار ندارم.
سوال-یکی از شاخصه های نقاشی مگر استفاده از رنگ و داشتن بیان رنگی نیست؟
جواب– اگر ضرورت دارد رنگین کار کنیم، لازم است اگر نه لزومی ندارد و منطقی هم ندارد.
من عقیده دارم هر رنگی که می خواهیم بگذاریم باید منطق داشته باشد. ما هیچ وقت درباره سبز یا قرمز نداریم باید رنگ با کلمه هماهنگ باشد.
زیاده نویسی و رنگ زیاد پرگویی است.مگر اینکه سفارشی باشد.
در نقاشی خط تزیین و رنگ اضافه ممنوع است چون نقاشی خط را خلاصه گویی کلام گفتیم پس این همه پرگویی با رنگ نیست و اینکه هر حرف مثلا «ح» هر کدام به یک رنگ و نوشته شده باشد.
از نظر آقای افجه ای نقاشیخط یک ترکیب بندی است که عناصر تشکیل دهنده آن حروف الفبا می باشد که آن حروف میتواند خوانش، موضوع و مفهوم داشته یا نداشته باشد.وی معتقد است این ترکیب بندی، باید بر اساس قواعد نقاشی، چه کلاسیک و چه مدرن، باشد که در اینجا نظر ایشان با نظر آقای جباری که اعتقاد دارند نقاشیخط یک اثر نقاشی است و باید تمام ویژگی های یک اثر نقاشیکلاسیک یا مدرن- را داشته باشد، هم سو است. البته علیرغم این نظر، اغلب آثار افجه ای به خوشنویسی نزدیک است تا نقاشی. هنرمند نقاشیخط باید با نقاشی، گراقیک و خط آشنایی داشته باشد و آناتومی خط را بشناسد. اما از نظر نگارنده، در نقاشیخط شناخت آناتومی حروف- اگر منظور دانستن خوشنویسی باشد-الزام نیست.

علیرغم این که از نظر وی خط نقاشی، یعنی در یک اثر خط بیشتر اشراف دارد و نقاشی خط استباطی است؛ اما برای دو واژه نقاشیخط و خط نقاشی تفاوت قایل نیست و می گوید:نمی توانیم واژه نقاشی را اول بیاوریم و بگوییم نقاشیخط یا خط را مقدم بدانیم و بگوییم خط نقاشی؛ بستگی به حس آن تابلو دارد.او معتقد است در آثارش چون حروف را در پرسپکتیو و و حجم برده است پس خطاطی نکرده و هدفش طراحی است و اثرش نقاشیخط است.

حال آنکه از نظر نگارنده این آثار به دلیل خوانش واژه ها و توجه به مفهوم نوشته و عدم مطالعه رنگ، از نقاشی دور شده و به خوشنویسی نزدیک تر است و باید آن را در گرایش خط نقاشی محسوب نمود.

افجه ای همچنین در مورد آثاری که هیچ تغییری در ماهیت خوشنویسی ایجاد ننموده و صرفا رنگی نوشته شده معتقد است؛ که این اثر نقاشی خط نیست و فرد خطاط، رنگی نویسی کرده.در مورد نقاشی خط یا خط نقاشی بودن آثاری که معطوف به مفهوم خط نگاره هستند، میگوید؛ اینها نقاشی خط نیست و حرکت ثالثی به وجود نیامده. این توضیح واضحات است.

حال آنکه، برخی آثار این هنرمند یک جمله یا شعر با ترکیب های مختلف است و گاهی یک یا چند کلمه، ذکر و ادامه اش در گوشه ای از اثر نوشته شده. اما وی استفاده از رنگ را در صورت عدم ضرورت، زیاده گویی و غیر منطقی می داند و معتقد است رنگ باید با کلمه هماهنگ باشد. اما از نظر نگارنده با توجه به تعرف نقاشی که همان بیان رنگی یک مدل عینی یا ذهنی است، در نقاشیخط هم چون با یک اثر نقاشی مواجه هستیم، بنابراین رنگ اهمیت دارد. در نتیجه نقاشیخط، نقاشی کردن با عنصر خط و نوشته است مطرح نه مفهوم آن نوشته. که این خط الزامی در خوشنویسانه بودن، انتقال معنا و خوانایی ندارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *