نقاشیخط و خط نقاشی – قسمت آخر

نقاشیخط و خط نقاشی

در ادامه ی پست قبل می خوانید که…

روئین پاکباز از محققین و منتقدین معاصر نیز نقاشیخط را این گونه تعریف می کند: «نقاشیخط اصطلاحی است برای توصیف نوعی نگارش توام با رنگ آمیزی که غالبا در آن از شگردهای خوشنویسی سنتی استفاده می شود. در ایران پیش نمونه های “نقاشیخط” را در دوران قاجار می توان دید، (مثلا کار اسماعیل جلایر) ولی شکل های کنونی آن پس از پیدایش جنبش سقاخانه متداول شده است. گاه، کاربست قلم مو و رنگ ماده روغنی و بهره گیری از اسلوب برجسته نمایی در ترسیم حروف، تنها جنبه «نقاشی» در این نوع آثار است. پاکباز نقاشیخط را تلفیق خط با رنگ آمیزی می داند و بنا به این تعریف اصالت با خط است و تنها جنبه نقاشانه ی این آثار را کاربرد رنگ در ترسیم حروف می داند که از نظر نگارنده این قبیل آثار خط نقاشی محسوب می شود».

اسماعبل جلایر
اسماعبل جلایر

دکتر قلیچ خانی در تعریف خط نقاشی می گوید: هرگاه به وسیله خط ( نه به آن معنی که در نقاشی است بلکه به معنی خط در خوشنویسی) طراحی، نقاشی شود مثلا طراحی پیکر یک کبوتر، حیوان یا یک درخت به وسیله ترکیب حروف و کلمات ایجاد شود که در این صورت هدف نقاشی است ولی وسیله، ابزار و تکنیک خوشنویسی است. که علیرغم اینکه دکتر قلیچ خانی این آثار را خط نقاشی نامیده است، این آثار در شاخه نقاشیخط قرار می گیرند.

اسماعبل جلایر
اسماعبل جلایر

دکتر مرتضی گودرزی نیز در تاریخ نقاشی ایران از آغاز تا عصر حاضر خط نقاشی را چنین بیان نموده است: در اواخر دهه چهل، عده ای از نقاشان ایران به دنبال تمایلات سنتی که در حوزه های مختلف هنری علیرغم حاکمیت فضای مدرنیستی وجود داشت به خوشنویسی ایرانی روی آوردند با توجه به اینکه این رویکرد یکی از جلوه های سنت گرایی هنرمندان ایرانی است بسیار اهمیت دارد. در همین سال ها برخی از نقاشان نورپرداز ایرانی در پی مطالعاتی درباره فرم ها و نقش مایه های آشنا، خطوط ایرانی – اسلامی را به دلیل انعطاف پذیری از نظر شکل و اندازه و بهره گیری از حروف آن ها، به عنوان عناصر بصری پایه در خلق آثار خود برگزیدند. در این میان بعضی از خوشنویسان نیز عناصری را وارد خط کردند. بدین ترتیب نوعی آثار تجسمی به وجود آمد که اصطلاحا “خط نقاشی” نام گرفت.

اسماعبل جلایر
اسماعبل جلایر

بنابراین صورتی از نقاشی انتزاعی بر مبنای حروف و کلمات به عنوان عناصر اولیه بصری شکل گرفت. همتنطور که دیده می شود دکتر گودرزی نیز ضمن تمایز میان دو گرایش فوق معتقد است که از هر دو حوزه نقاشی و خطاطی افرادی از نقاشان و سپس خطاطان در این عرصه خلق اثر کرده اند و نیز چنین به نظر می رسد که خط نقاشی اثری تجسمی به صورت نقاشی انتزاعی است که عناصر بصری پایه آن حروف و کلمات هستند. لذا می توان چنین گفت که هیچ یک از تعاریف در برگیرنده تمامی زوایا و مسائل بنیادی نقاشیخط نیست زیرا نقاشیخط با تأثیر از چهار عامل:

سنت

مدرنیته

نقاشی

خوشنویسی که هرکدام نیز زیرشاخه هایی دارند به طور همزمان تشکیل شده است.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *