چنینو چنینی (هنرمند و نویسندۀ ایتالیایی)(قسمت دوم)

//, مقالات هنری, وبلاگ/چنینو چنینی (هنرمند و نویسندۀ ایتالیایی)(قسمت دوم)

چنینو چنینی (هنرمند و نویسندۀ ایتالیایی)(قسمت دوم)

چنینو چنینی (هنرمند و نویسندۀ ایتالیایی)(قسمت دوم)

اطلاعات عملی چنینو به شرح روش های قاعده مندی می پردازد که میان عمل و نظر در نوسان اند از قبیل توصیه ی او درباره ی ایجاد فضا در تصاویر که هر چند در اساس مبتنی بر قواعد تجربی سر دستی است، بر کاوش های تمام عیار «مناظر و مرایای تصویری» که نظریه پردازان و دست اندر کاران بعدی نظیر آلبرتی و لئوناردو داوینچی آن را پی گرفتند، تقدم دارد.  چنینو به همین ترتیب برای انسجام همراه با تناسب مثلا در مورد نسبت میان ساختمان ها و پیکره هایی که نقاش می بایست آنها را چنان تصویر می کرد که به طبیعی ترین شکل ممکن به نظر آیند اهمیت بسزایی قابل بود. در خصوص «طبیعی به نظر آمدن» دو فرض را باهم در نظر میگرفت؛ نخست این که نقاشی را باید با چشم سنجید و درباره ی طبیعی بودنش داوری کرد و دیگر این که نقاش باید ترکیب اجزای نقاشی خود را به دقت بر اساس تاثیری که بر روی نظاره گران می گذارد تنظیم کند. دشوار بتوان گفت که دقیقا از کجا چنین آرایی را اخذ کرده بود. امکان داشت ترتیبش بر اساس سنت نقاشی جوتو برای ابراز چنین نظریاتی کافی بوده باشد، چنان که همین ویژگی ها جنبه های ستایش بر انگیزی از کار جوتو نیز بودند. ولی این احتمال هم هست که او از سنت مکتوبی نیز آگاهی بوده باشد. تناسباتی که درباره ی پیکر انشان ذکر می کند مؤید این نظر است زیرا از یک سو به نظر می رسد که از روش بیزانسی قرون وسطی تبعیت می کند، حال آن که از سوی دیگر ظاهرا سخنان ویترویوس را بازمی نماید، خصوصا هنگامی که از «انسانی به بلندای بازوانش در وضعیت چلیپاوار» سخن میگوید. قطعا نقاشی های جوتو از شمایل مسیح مصلوب نمونه هایی عملی در اختیار وی نهاده بود. ولی این حقیقت که چنینو در جای دیگری به دفاع از کاربرد مقیاس پیش ساخته برای بازبینی نسبت های درون تصویر سخن می گوید گویای آگاهی مستقیم یا غیر مستقیم او خصوصا از دستورالعمل ویترویوس است.

چنینو در این کتاب نشان می دهد که علاوه بر این دیدگاه های شبه نظری آگاهی هایی هرچند کمابیش اجمالی از برداشت های اندیشمندانه تر از وضعیت نقاشی در نسبت با هنرهای آزاد دارد. او در آغاز کتاب هنر چنین می گوید:

به حق سزاوار است که نقاش جوار مقام نظر بر اورنگ سروری نشیند و همراه با شعر دیهیم شرافت بر سر نهد. گواه درستی این سخن ان است که شاعر با نظر و اندیشه ی خویش… مختار است آنچنان که می خواهد بر طبق اراده ی خویش به ترکیب و تالیف بپردازد. به همین ترتیب نقاش نیز از چنان آزادی ای بهره مند است که بتواند بسته به تخیل خود نگاره ای در حالت ایستاده نشسته، نیمه انسان یا نیمه اسب تالیف و تصویر کند.

منبع اصلی چنین برداشتی به گواهی عبارت «نیمه انسان یا نیمه اسب» رساله ی فن شعر اثر نویسنده ی رومی هوراس (سده ی نخست پیش از میلاد) است که اصل موضوع پیشنهادی اش «همچون نقاشی، شعر سرودن» معیار و محکی برای مباحث بعدی درباره ی هنرها در ادبیات رنسانس گشت.

ولی در نظر هوراس چنین مخلوقات دورگه ی ساخته و پرداخته ی خیال به جای ستایش در خور استهزایند. چنینو تا جایی که می دانیم هیچ آموزشی در حوزه ی ادبیات نداشت؛ از این رو احتمالا آثار هوراس را نخوانده بود ولی این برداشت که شعر و نقاشی از انگیزه ی خلاقانه مشترک یعنی از خیال منشا می گیرند تا مدت ها پیش از او در اذهان جای گیر شده بود. جالب اینجاست که چنینو این دیدگاه را بدین صورت اصلاح می کند که اراده ی شاعر را به مثابه ی عامل مهم خلاقانه ای در برابر خیال (فانتازیا) که آن را در خور نقاش می داند قرار می دهد. ممکن است این تغییر بازتابی از گفتار فیلیپو ویلانی درباره ی تمایز میان نقاشی و هنرهای آزاد باشد؛ ویلانی که در اوایل دهه ی ۱۳۸۰ در فلورانس به نگارش می پرداخت به هنگام اظهار نظر درباره ی آثار جوتو چنین نوشت: استادان هنرهای آزاد «از طریق مطالعه {یعنی خواندن} و به واسطه ی قواعد تعلیمی فنون خود به فراگیری می پردازند، حال آن که نقاشان قواعدی که در هنر خویش می یابند از قریحه ی ذاتی عمیق و حافظه ای قوی استخراج می کنند».

About the Author:

ثبت ديدگاه

error: Content is protected !!