چگونگی های روند آفرینش یک اثر هنری

////چگونگی های روند آفرینش یک اثر هنری

چگونگی های روند آفرینش یک اثر هنری

چگونگی های روند آفرینش یک اثر هنری

انسان هنرمند

انسان همواره با تلاشی خستگی ناپذیر رو به سوی کمال خویش دارد بیش از آنچه هست طلب می کند عقاب خیال و اندیشه ی خویش را تا دورترین نقاط افلاک و کائنات به پرواز در می آورد و دل هر ذره را می شکافد تا به جهانی از نا شناخته ها دست یابد و جهان را زیر سیطره ی قدرت خویش کشد و هم چنان نا آرام و بی قرار از آنچه هست ناراضی می ماند.

انسان از انزوای فردیت خویش راهی به سوی جامعیت می یابد و هنر را وسیله ئی جهت سهیم شدن در احساس و پندار دیگران می بیند. عواطف و احساسات و ذهنیات خود را توسط مواد در قالب شکل های گوناگون به حیطه ی بیان می کشاند و از این راه پیوند های حسی خویش با دیگران را محکم می کند.

آدمی از زمانی که انسان شد توانست واکنش های حسی و عاطفی خود را در رابطه با کحیط پیرامون خویش از طریق شکل های گوناگون بیانی ابراز دارد، صداهائی که از طریق شکل های گوناگون بیانی ابراز دارد، صداهائی که هنگام کار از حنجره ی انسان اولیه خارج می شد، رفته رفته به اصوات موسیقی تبدیل شدند، حرکات متنوع بدن او هنگام کار تؤام با دست زدن ها و پایکوبی ها به حرکات موزون رقص بدل شدند حجم هائی که بنا بر اعتقادات جادوئی از چوب و سنگ ساخته می شدند و بر گرد آنها به رقص و پایکوبی می پرداختند و مورد پرستش قرار می گرفتند هنر پیکره سازی را بنیان نهادند و بالاخره طراحی های منقوش بر دیوار غارهای محل زندگی انسان بدوی سر آغازی بر پیدایش بیان تصویری در دنیای هنرهای تجسمی شدند.

آگاهی به الگوی هنری انسان های پیشین در این مقوله ضرورتی گریز ناپذیر است. انسان پیش از تاریخ از خود دست آفریده هائی هنری به یادگار نهاده که بی تردید ما را تا حدی به نحوه ی تفکر و اندیشه ورزی از روند حیات اجتماعی آن دوران ها رهنمون می شوند.

آگاهی های ما به چگونگی انسان های بدوی و دست آفریده های هنری آنان مربوط می شود به ۰۰۰/۳۰ تا ۰۰۰/۱۰ سال پیش از میلاد مسیح آثاری که از این بخش از دوران ما قبل تاریخ در دست اند در محدوده ی سه گروه جغرافیائی قرار دارند: فرانسوی کانتابریائی، اسپانیای شرقی و شمال آفریقا.

مردمان عصر پیش از تاریخ با رنگهای طبیعی چون گل اُخرا و ذغال مانده از چوب های سوخته و غیره بر دیوارهای غار محل زندگی خود دور از دسترس حیوانات وحشی و انسان های مهاجم دیگر، در گوشه ها و زوایای تنگ و تاریک غارها آثاری از طراحی و نقاشی و حکاکی ازخود به جای نهاده اند که ما را از چگونگی اندیشه و تفکر و رسوم و عادات مذهبی آنان (گرچه مذهب به شکل کامل آن وجود نداشته اما به کمک تصاویر نمادین تجلی اندیشه های ماوراءالطبیعه در تمامی آثار هنری این دوران نمودی چشم گیر دارد) آگاه می سازد. غار «التامیرا» در اسپانیا یکی از با ارزش ترین مراکز است که بخشی از آفریده های هنری مردمان عصر پیش از تاریخ را در دل خود از گزند آسیب زمانه به دور نگاهداشته است. هنر قبایل «بوشمن» در رودزیای جنوبی و افریقای جنوب غربی نیز از لحاظ کیفی می تواند قابل قیاس با غار آلتامیرا باشند.

در تمامی آثار هنری این دوران کوششی آگاهانه در دوری جستن از نمایش جزئیات طبیعت نمایان است و هر نقش و تصویری از طبیعت به زیباترین شکل ممکن ساده شده و گویاترین جنبه های عناصر طبیعی که مورد نظر هنرمند بوده به تصویر در آمده است. در آثار بیشماری حتی هنرمند برای بیان اندیشه و پندار خویش از ارائه تصاویر واقع گرایانه سر باز زده و جنبه هائی به شدت نمادین به آثار خود بخشیده است.

هنر شناسان و پژوهشگران در این که چرا انسان بدوی این آثار را افریده است نظریات گونه گونی ارائه داده اند. عده ئی بر آن اند که انسان اولیه از ترسیم این آثار در روی بدنه ی غار محل زندگی خود هدفی جز تزئین و آراستن حیط زندگی نداشته است، گروهی معتقدند بیکاری اجباری شکارچیان باعث خلق این آثار شده است. عده ئی دیگر که به نظر می رسد افکارشان بیش از دیگران به واقعیت نزدیک باشد، ابراز عقیده می کنند که سحر و جادو که همواره با زندگی انسان پیش از تاریخ تؤام بوده است انگیزه اصلی آفرینش این آثار هنری است. طبق این نظریه انسان ابتدائی معتقد بوده است که اگر تصویر حیوان مورد شکار خود را نقاشی کند و نیزه ئی بر او فرو ببرد روز بعد بی تردید موفق به شکار آن حیوان می شود. صزفنظر از نظریات تمامی پژوهشگران باید پذیرفت که این آثار هنری به هر دلیلی که آفریده شده باشند زاییده ی استعداد فردی و بیان کننده احساسات و تصورات ذهنی انسان ابتدائی در رابطه ی مستقیم با حیات اجتماعی زمان او بوده اند.

«هربرت رید» هنر شناس معاصر انگلیسی در تعریف چگونگی هنر معتقد است: «ماهیت اصلی هنر را نه در ساختن اشیائی که جوابگوی نیازمندی های عملی زندگی اند می توان بافت و نه در بیان مفاهیم دینی یا فلسفی بلکه باید آن را در توانایی هنرمند به آفرینش جهانی جامعو قائم به ذات سراغ کرد که نه جهان نیاز ها و امیال عملی است و نه دنیای رؤیا و خیال بلکه دنیائی جامع این اضداد است، تصویر قانع  کننده ئی از کلیت تجربه و در نتیجه ادراک فرد از جنبه ئی از حقیقت کلی». به عقیده ی «هربرت رید» ، «هنر تلاشی مستقل است، که مانند همه ی تلاش های ما از شرایط مادی وجود تأثیر می پذیرد. اما به عنوان وجهی از دانش واقعیت و در عین حال هدف خود را در بر دارد. البته با سیاست و دین و دیگر واکنشهای ما در برابر سرنوشت انسانی مان روابطی ضرور دارد. ولی در حد یک واکنش کلی از دیگر واکنش های دیگر متمایز است و در فرایندی که تمدن یا فرهنگ می نامیم با استقلال دخالت دارد.»

در راستای تحلیل و بررسی روند آفرینش یک اثر هنری ضرورتا ابتدا باید عامل فرهنگ که شالوده ی پندار و اندیشه ی انسان را پی می ریزد و دیگر عوامل و عناصر طبیعی که ساخت و بافت کلی فرهنگ فردی هنرمند را شکل می بخشند مورد کندوکاو قرار گیرند.

About the Author:

ثبت ديدگاه

error: Content is protected !!