کارل وان ماندر (نقاش و نویسنده هلندی)(قسمت دوم)

//, مقالات هنری, وبلاگ/کارل وان ماندر (نقاش و نویسنده هلندی)(قسمت دوم)

کارل وان ماندر (نقاش و نویسنده هلندی)(قسمت دوم)

کارل وان ماندر (نقاش و نویسنده هلندی)(قسمت دوم)

وان ماندر با به هم پیوستن این سه مجموعه از زندگینامه ها تسلسل تاریخی به هم تنیده و مستحکمی ابداع کرده است که نمونه های باستانی، ایتالیایی و شمالی چیره دستی تصویری را از هم متمایز می سازد و بدین ترتیب خوانندگان را فرا می خواند تا در سیاق سه تاریخ منطقه ای هنر درباره ی این نمونه های والا داوری کنند. مقوله های نقد هنری نظیر «هنر ترسیم» و «رنگ پردازی نیکو» به خواننده اجازه می دهد که به ارزیابی این نمونه ها بپردازد.

هنر ترسیم برگردان طراحی (دیزنیو) است و نماینده ایتالیایی برجسته اش میکلانژ است که وان ماندر با تقریر سخن وازاری او را به عنوان نور عالمگیر هنر ترسیم می ستاید وان ماندر در برابر میکلانژ گلتسیوس را همسنگ وی می شمارد و به ما می گوید که گلتسیوس از بسیاری جهات همانند استادی فلورانسی است و باسمه هایش نبوغ چیره دستانه اش را در هنر ترسیم تایید می کند. گلتسیوس استاد بی چون و چرای هنرهای شمالی ترسیمی (نقاشی، طراحی و حکاکی) است و به معنای دقیق کلمه بدیلی برای هنر های توسکانی طراحی که وازاری آنها را به صورت نقاشی و پیکره تراشی و معماری تدوین کرده بود ارائه می کند.

وان ماندر در کتاب سوم زندگینامه های هنرمندان ایتالیایی با چی جویی اصلاحاتی که از زمان جوتو تا دوره ی میکلانژ در کار ترسیم روی داده بود تا حد زیادی از وازاری پیروی می کند. هنر ترسیم نمایانگر قوای فکری هنرمند است که در نمایش پیکره ی انسانی و از طریق آن بیان می شود. نخستین بار وازاری نقاشی، پیکره تراشی و معماری را تحت عنوان کلی هنرهای طراحی گرد آورد و دیزنیو را با اصطلاحات ارسطویی چنین تعریف کرد فرایندی ادراکی که از تبادل میان چشم و ذهن حاصل می شود و به ترسیم صورت های پیراسته از امور عارضی شان می انجامد. او باا تکیه فراوان بر دو گفتار بندیو وارکی با توصیف نقاشی و پیکره تراشی به عنوان فرایندهای تطبیق صورت های ارمانی به تصور در آمده در ذهن هنرمند بر صورت های آرمانی تحقق یافته در ماده به دست هنرمند بر شرافت این دو هنر اصرار می ورزد.

وان ماندر با حذف پیشگفتار مربوط با اصطلاحات فنی هنر در کتاب وازاری که حاوی تعریف «دیزنیو» به عنوان فرایندی است که از دریافت حسی به قضاوت کلی می انجامد راه خود را از وازاری جدا می کند. او همچنین مطالب وازاری را درباره ی شرح احوال نقاشان ایتالیایی و در راس آنان میکلانژ منتج می شود. وان ماندر به جای آنکه تعریف هنر ترسیم را به عنوان فرایندی ادراکی مبتنی بر معرفت شناسی ارسطویی ارائه کند تاکید دارد که هنر ترسیم فرایندی است که موجد سبک تصویری است.

او در مورد گلتسیوس که به منزله ی یکی از سرمشق های والای هنر شمالی و همتای میکلانژ در کتاب چهار معرفی شده است هنر ترسیم را در عمل راهبردی تقلید از اسلوب دیگران دخیل می شمارد چنان که در گزارش خود از ختنه سوران مسیح بخشی از زندگی مریم عذرا همین موضوع را شرح می دهد. این مجموعه شامل شش لوحه است که چکیده ی اسلوب تصویری استادان گوناگون ایتالیایی و شمالی را عرضه می کند مثلا گلتسیوس در ختنه سوران مسیح از اسلوب تصویری دورر برای ایجاد تصویر تازه ای که گویی به دست استادی آلمانی اجرا شده است تقلید می کند.

About the Author:

ثبت ديدگاه

error: Content is protected !!