کارل وان ماندر (نقاش و نویسنده هلندی)

//, مقالات هنری, وبلاگ/کارل وان ماندر (نقاش و نویسنده هلندی)

کارل وان ماندر (نقاش و نویسنده هلندی)

کارل وان ماندر (نقاش و نویسنده هلندی)

کتب تصویرگری اثر کارل وان ماندر در ۱۶۰۴ در شهر هارلم پس از ده سال پژوهش و نگارش انتشار یافت. در این کتاب نخستین بار نظریه ی کاملا پرورده ای درباره ی نقاشی، طراحی و باسمه سازی هلندی ارائه شد. وان ماندر با شرح و بسط مقوله های نقد هنری که از مآخذ لاتینی و محلی از جمله نوشته های انسان گرایانه کاربردهای کارگاهی و رساله های ایتالیایی گلچین شده بود با استفاده از اصطلاحاتی چون ابداع، هنر ترسیم و رنگ آمیزی نیکو این مقوله ها را در طرحی تاریخی جای داد تا به ثبت تاریخچه ی نقاشی هلندی و فلاندری در سده های پانزدهم و شانزدهم بپردازد. او سنت و آیین استادان سده های پانزدهم و شانزدهم را که در سراسر سده ی هفدهم رواج و گسترش یافت نهادینه ساخت.

وان ماندر در ترفندی جسورانه و نکته سنجانه نوشتار خود را چنان تدوین کرد که سنت تصویری بومی را در عین اختلاف معادل سلسه نسبت های ممتاز هنر لمباردی ونیزی فلورانسی و رومی قلمداد کند. او با آگاهی از دعاوی رقابت جویانه ی نظریه پردازان ایتالیایی درباره ی طراحی توسکانی و رنگ پردازی ونیزی که به ترتیب  در چاپ ۱۵۶۸ از زندگینامه های وازاری و چاپ  ۱۵۵۷ از کتاب موسوم به آرتینو اثر لودویکو دلچه پایه هایی استوار یافته بودند این گونه مقوله های نقد هنر ایتالیایی را با تعریف دوباره ی آنها برای تطبیق با دستاوردهای برجسته ی استادان شمالی چون یاو وان آیک و هندریک کلتسیوس به نام خود به ثبت رساند. او مقوله های جدیدی نیز نظیر netticheyt (آراستگی، ریزه کاری، دقت) و reflex-const  (هنر بازتاب)  پیش کشید و مثال هایی از آنها را در آثار استادانی که به بازگویی شرح احوالشان پرداخت ذکر کرد.

کتاب تصویر گری در شش بخش تالیف شده است در اغاز «تمهید» ی آمده که شعر بلندی در ۱۴ فصل ایت و مقوله های نقد هنری را بر اساس شیوه ی کارگاهی تبیین می کند سپس «زندگینامه ها» متشکل از سه سلسله ی شرح حالی که تاریخ های هنر باستان ایتالیا و سرزمین های شمالی را ترسیم می کند در پی می آید؛ سرانجام متن با بخشی با عنوان «شرح» (که راهنمای اسطوره شناسانه ای بر اساس کتاب مسخ اثر اوید است) و بخش دیگری با عنوان «نمایش نگاره ها» پایان می یابد. کتاب های دوم تا چهارم ار بخش «زندگینامه ها» به شرح و بسط اصطلاحاتی که در «تمهید» آمده است می پردازد و جایگاه آنها را در کاربرد بومی سه فرهنگ منطقه ای یعنی فرهنگ های باستانی ایتالیایی و هلندی تثبیت می کند. در واقع وان ماندر سه تاریخ مشابه هنر را در کنار هم می نهد و معیار های متفاوت به کار رفته را که پس از طی تطورات مکانی و زمانی انتشار یافته اند پی کی جوید.

کتاب دوم تاریخ هنر باستانی که با موازین برگرفته شده از پلینی سنجیده شده است مراحل زنده نمایی در نقاشی را تا مرحله ی تکمیل ترفند محاکات که با شبیه سازی طبیعت حتی از خود طبیعت هم پیشی می گیرد پی جویی می کند. پلینی نشان داده بود که به آرس (اصول و مهارت هایی بنیان انگیزه ی انسانی را برای استحاله ی طبیعت مستحکم می سازد) ارزش ما فوق طبیعت (مواد بلکه همچنین نیروهای مولد طبیعت)  می توان نسبت داد. وان ماندر با استفاده از معیار های پلینی نشان می دهد که چگونه استادان یونانی و رومی برای ایجاد شباهتی فریبنده با طبیعت با یکدیگر به رقابت می پرداختند.

در کتاب سوم که به زندگینامه های هنرمندان ایتالیایی اختصاص دارد. او با بیان این مطلب که چگونه استادان رومی فلورانسی ونیزی و لمباردی برای بهبود اصول ساختار روایی و واحد اولیه ی آن یعنی پیکر متحرک انسانی به رقابت پرداختند این طرح را مطابق با سیوه های جدیدتر تعدیل کرد. وان ماندر بیشتر مایه های مطالب خود را با تلخیص زندگینامه های وازاری از او گرفت ولی عمده ی ساختار بنیادی و ابزارهای نقد خویش را حفظ کرد. او در پایان کتاب سوم از دیدگاه وازاری فاصله می گیرد و در آنجا به شرح احوال استادان معاصری می پردازد که به سبب زنگ پردازی نیکو بلندآوازه گشته بودند یعنی هنرمندانی که به آرمان های ونیزی و نه توسکانی پای بند بودند.

او پس از شرح و بسط مبحث قیاس میان اسلوب های تصویری ونیزی و فلورانسی با لحن مصالحه جویانه تری اظهار میدارد که آینده ی هنر ایتالیا به دست کثیری از استادان ایتالیایی رقم خواهد خورد که سر مشق هایی از سبک های منطقه ای گوناگون را عرضه نموده و عیارهای هنر ترسیم و رنگ پردازی نیکو را با هم تلفیق کرده اند استادانی چون یاکوپو باسائو، فدریکو بارتچی، جیرولامو موتسیانو و کاراوادوجو وان ماندر این سخن را در اعتراض به فریضه ی نقیض نمایانه وازاری بیان می دارد که به موجب آن سبک توسکانی میزان و معیاری کلی بنیان نهاد که همه ی استادان سودای نیل به آن را در سر می پروراندند هر چند سرمشق های والای این سبک به ویژه رافائل و میکلانژ اساسا تقلیدناپذیر است. وان ماندر استدلال می کند استادان کنونی نه تنها الگوهای توسکانی را جذب کردند بلکه همچنین معبارهای ونیزی را نیز مد نظر قرار دادند او بدین ترتیب با اثبات این که به راستی از رافائل و میکلانژ نیز می توان تقلید کرد و حتی از آنان پیشی گرفت، در برتری اسلوب توسکانی تشکیک می کند.

کتاب چهارم درباره ی زندگینامه های استادان شمالی برخلاف کتاب های دوم و سوم نه رقابت جویانه و نه تجددخواهانه است. چنان که از شرح حال اغازین این بخش درباره ی یان وان ایک بر می آید رنگ های پایه ی روغنی از سوی یان یعنی لحظه ی پایه گذاری هنر شمالی به نقاشی «محراب گان» اثر موثقی که گذشت زمان کمال آن را به نقصان دچار نکرده منجر گشته است.

ادامه دارد…

About the Author:

ثبت ديدگاه

error: Content is protected !!