نقاشیخط روی بوم

در انبار موجود نمی باشد

خرید نقاشیخط روی بوم

رنگی نویسی خط ، ترکیب مواد

اجرای نقاشی خط با خط شکسته نستعلیق

توضیحات

نقاشیخط

نقاشیخط روی بوم

تابلوی نقاشیخط روی بوم فوق با شعر بسیار زیبای مولانا جلال الدین محمد رومی به رشته تحریر درآمده است. فرم کلی تابلو هماهنگ با مضمون شعر انتخاب شده و نشانگر این موضوع است که در بین همهمه ، هیاهو و شلوغی موجود نقاطی نورانی و فضاهایی دلنشین وجود دارند که به محتوای کلام مولانا نزدیک میشود.

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست …

.

نقاشیخط روی بوم - سجاد مهری

نقاشیخط روی بوم

در این تابلو نقاشیخط هنرمند خوشنویس به واسطه ایجاد ارتباط با موضوع بی دغدغه ی ناشی از متن و شعر و حرف قبل یا بعد ، بی تکلف و آزادانه قلم رانی کرده و با تکرار عبارت “انسانم آرزوست” به خلق اثر پرداخته است. لذا حاصل کار به طور طبیعی از عیار زیبایی شناختی بالایی بهره مند شده و دلنشین و مخاطب پسند گردیده است.

اتفاقی خوش برای هنردوستان، کلکسیونرها، مجموعه داران و علاقمندان به آثار هنری ایران : سفارش، خرید و فروش تابلوی نقاشی خط، تابلو نقاشیخط معاصر و فروش اینترنتی آثار هنری خوشنویسی نستعلیق، شکسته نستعلیق و تابلوی خطاطی ازران مدرن تزیینی دکوراتیو و فروش تابلو نقاشی خط فانتزی چندتکه برجسته کلاسیک مدرن و پست مدرن روی بوم در سایت و فروشگاه اینترنتی خرید و فروش آثار هنری خوشنویسی و نقاشیخط  www.SajadMehri.irrr ، سجاد مهری قهفرخی

 نقاشی خط روی بوم

نقاشی خط

 

توضیحات تکمیلی

نام اثر

انسانم آرزوست

سبک کار

نقاشیخط برجسته روی بوم

تکنیک

رنگ اکرولیک ، ترکیب مواد

متریال

بوم کنواس با کلاف چوب روسی

ابعاد اثر

120*45 سانت

تعداد اثر

یک نسخه

تاریخ خلق اثر

1396

توضیحات تکمیلی

شعر از اشعار مولانا بوده و حالت ریتمیک و رقصان متن در کار هم لحاظ شده است.
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر
کان چهره مشعشع تابانم آرزوست
بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز
باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست
گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو
آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست
وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست
وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست
در دست هر که هست ز خوبی قراضه‌هاست
آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست
این نان و آب چرخ چو سیل‌ست بی‌وفا
من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست
یعقوب وار وااسفاها همی‌زنم
دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او
آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام
مهرست بر دهانم و افغانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست
هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد
کآن عقیق نادر ارزانم آرزوست
پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوست
آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست
خود کار من گذشت ز هر آرزو و آز
از کان و از مکان پی ارکانم آرزوست
گوشم شنید قصه ایمان و مست شد
کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست
یک دست جام باده و یک دست جعد یار
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
می‌گوید آن رباب که مردم ز انتظار
دست و کنار و زخمه عثمانم آرزوست
من هم رباب عشقم و عشقم ربابی‌ست
وان لطف‌های زخمه رحمانم آرزوست
باقی این غزل را ای مطرب ظریف
زین سان همی‌شمار که زین سانم آرزوست
بنمای شمس مفخر تبریز رو ز شرق
من هدهدم حضور سلیمانم آرزوست

شما شاید این را هم دوست داشته باشید